
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
16وقتی امام این مطلب را میفرماید، این در آنجا ناظر به مقام جمع است؛ یعنی امام علیهالسّلام جمع و جمعیت را در نظر میگیرد، نه خصوصِ مورد را. مقام جمعالجمع امام، اقتضا میکند که در مقام بیان باشد. لذا حضرت ظاهراً به محمد بن ابیعمیر یا یونس و امثالذلک میفرماید: «این مطالب را بنویس تا آیندگان از این مطالب استفاده کنند.» اگر قرار باشد این مطالب به یک مسائل دیگر نقض شود، که فایده ندارد؛ فقط صرف اطلاع بر این است که در آن زمان چه بوده است. اما اینکه حجت و دلیل باشد، [در آن صورت] از این استفاده نمیشود.
توجیه روایات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
روایاتی که در اینجا متناقض است و ممکن است با همدیگر تعارض داشته باشد، این [ناشی از] مسائل متفاوتی است: ممکن است خودِ راوی نفهمیده و اشتباه نقل کرده است. ما الان در خود رفقایمان اشتباه نقل میکنند! به جدم قسم که آن راویها از ما پایینتر بودند! یعنی اگر ما همین رفقایمان را که طلبه هستند در نظر بگیریم، باز هم یک وجب از آن ابیبصیر و اَبان و امثالذلک هم علمش بیشتر است، هم... . حالا یک اَبانی که میشنوید، اینطور نبوده که مثلاً خیلی [دارای جایگاه علمی] بوده باشد! چون خدمت حضرت میرسیده، شهرت پیدا کرده است.
آقا [علامۀ طهرانی] یک مطلب نقل میکنند، ما میبینیم که همین طلاب فاضل ما مختلف میشنوند! او که یک حرف زده است، ده تا حرف که نزده است! منتها این یک حرف براساس حدس در اینجا نقل میشود. لذا میگویند: «شهادت نباید براساس حدس باشد؛ باید بر اساس حس باشد.» آنوقت او میگوید: «آقا اینطور فرمودند.» آقا [علامۀ طهرانی] میگوید: «من کِی اینطور گفتم؟! من اصلاً حرفم اینطور [نبود]!» او براساس ذهنیت و قرائن و ارتکازاتی که دارد میآید [مطلب را نقل] میکند. لذا اینجا دیگر تناقضات و تضاد پیدا میشود. این یکی، یکی هم ممکن است خصوصیتِ مورد لحاظ شده باشد.
