
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
17تلمیذ: یعنی نفْسِ خود آن راوی؟
استاد: موقعیت راوی، نفْس راوی، خصوصیاتش، [و امثال] اینها.
تلمیذ: ائمه علیهمالسّلام عمداً هم اختلاف میکردند؟
استاد: آن هم که بله، [بهجهت] مسئلۀ تقیه بوده و میفرمودند: «تا دماء شما محفوظ بماند.»
اما این مسئله [شامل نبودن حجیّتِ فعل و قولِ ولیّ الهی] در مورد ائمه نمیآید. امام علیهالسّلام جنبۀ شمول دارد. مقام جمعیت امام، اقتضای جمیع مراتب را دارد.
تلمیذ: دربارۀ زراره داریم که به حضرت صادق اصرار میکند که به من اجازه دهید نوافل یومیّهام را در سفر بخوانم. بعد از اصرار زیاد، حضرت در خصوص زراره اجازه دادند که این کار را بکند؛ با اینکه روایات بر سقوطش هست.
استاد: بله، [روایات دربارۀ] سقوطش هست.
تلمیذ: یک روز فکر میکنم آقا [علامۀ طهرانی] از سفر سوریه برگشته بودند؛ آن سفری که با آقای حداد ملاقات داشتند. فرموده بودند: «رفقا وقتی میآیند، از من سؤال میکنند که از چه کسی تقلید کنیم. من از سابق نظرم این بود و حالا هم همین است که بعد از مرحوم آقا سید عبدالهادی شیرازی احدی را به مرجعیت تعیین نکردهام.» بعد فرمودند: «مرجع حتماً بایست به روح شریعت رسیده باشد و فلسفه و سِرّ حکم را درک کرده باشد و از آنجا فتوا بدهد.» اگر مرجعی اینطور باشد و به مقام ولایت کلیه رسیده باشد، چه تفاوتی بین امام و آن ولیّ کامل هست؟ اگر اینطور [باشد که تفاوتی] نباشد، بنابراین آن شئونی که در احکام امام علیهالسّلام [هست]، در اینجا هم هست؟
استاد: او در مقام رهبری بود! ولی این در مقام رهبری نیست.
تلمیذ: خب یکی از شبکههایش همین احکام شریعت است دیگر!
استاد: میدانم؛ اما میگویم که امام در مقام رهبری برای همۀ افراد بود، اما ولیّ الهی [فقط] در شعاع [افراد زمان خودش است]. همانطور که اگر خود آن امام هم در شعاع افراد مخصوص به خودش باشد، ممکن است همین کار را انجام بدهد.
