اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی

و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی

0
جلسات
نسخه عربی

کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی

18
  • یک‌وقت حکم را به‌عنوان کلی بیان می‌کند؛ خب هرکسی در هر زمانی این استفاده را از دلالتِ این دلیل می‌کند. یک‌وقت به یک فرد خاص می‌گوید: «تو این کار را انجام بده!» آیا آنچه به او گفته، حکم را به‌نحو کلی بیان کرده است؟ قضیه ولیّ و امام هم همین است. اصلاً حتی ممکن است ولیّ برای افرادی که تحت ولایت او هستند یک فتوای کلی داشته باشد و یک فتوای جزئی داشته باشد؛ با هرکسی یک جور صحبت کند. او بنا بر اشراف بر نفوس و اطلاع بر خصوصیاتی که دارد بیان می‌کند.

  • من یادم است خود مرحوم آقا به یک نفر اجازۀ [داشتنِ] تلویزیون را داده بودند؛ [البته] نه اینکه ابتدائاً و مرتجلاً بگویند؛ [بلکه] او سؤال کرده بود و آقا [اجازه] داده بودند: «اشکال ندارد؛ شما داشته باشید.» درحالتی‌که نظر ایشان برخلاف این بود و بعد هم تا آخر [این نظرشان] ادامه داشت.

  • یک‌جا ایشان رفتند تا با شخصی ملاقات کنند. در اتاقش تلویزیون بود. ایشان گفتند: «من پایم را در اتاقی که تلویزیون باشد نمی‌گذارم؛ من اینجا می‌نشینم.» این بنا بر تأدیب ایشان بوده است [و الاّ] بنده با همین دو چشم خودم ده‌ها مورد دیده‌ام که ایشان به ملاقات شخص [رفته‌اند] که در همان خانه و اتاق تلویزیون بود؛‌ خیلی هم گرم گرفته‌اند. اینها صحبت‌هایی است که به‌خاطر تربیت افراد است.

  • حالا اگر کسی همین را بگوید: «ایشان فرموده‌اند که من در اتاقی که تلویزیون باشد، پایم را نمی‌گذارم»، این می‌شود حکم کلی! این حکم کلی با آن حکمی که «اشکال ندارد؛ شما داشته باشید» تناقض پیدا می‌کند! درحالتی که در اینجا خصوصیت مورد ملحوظ است.

  • تلمیذ: این قضیه را دو سه سال قبل، از خانم والده‌تان نقل کردند: «در اواخر، آقا بستر خواب وتشکشان را رو‌به‌قبله به‌صورت مُحتضَر پهن می‌کردند.» حال آنکه در سابق دستورشان این بود که به‌صورت میّتِ فی‌القبر باشد. بعد مثل اینکه خانم سؤال کرده بودند: «چطور تا حالا نظرتان این‌طور بوده است؟» [مرحوم آقا] چنین چیزی فرموده بودند: «شما فکر می‌کنید اجتهاد کار آسانی است؟! بالأخره این سیر مطالعات و مکتوبات و این مسائل، مقتضی این است که نظرم تغییر کند.» آیا اینها براساس همان تغییر حال خودشان بوده است؟