
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
19استاد: بله.
تلمیذ: همان جنبۀ اشراف بر باطن که مثلاً مسیرش اینطور است.
استاد: آن موقع هم اشراف بر باطن بوده است؛ منتها آن موقع این نحوه اقتضا میکرده است، حالا این نحوه. نه اینکه آن موقع اشراف نداشتند، حالا اشراف دارند. اصلاً گاهی اوقات ما از ایشان سؤالاتی میکردیم، بعد ایشان قضیهای نقل میکردند؛ من احساس میکردم در این یک چیزی هست! بعد تا به ایشان اصرار میکردیم، مسئله را برمیگرداند! یعنی این را برو گوش بده و کاری هم نداشته باش! خودش هم متوجه است که الان در این چیزی که میگوید، یک حسابی هست و دیگر نبایست خیلی روی این پافشاری شود.
تلمیذ: آنوقت در مقام عمل، مقلدین چطور میتوانند به هر دو حکم عمل کنند؟
استاد: نه دیگر به هر حکم در هر حالی که هست [باید عمل کنند]. مقلد که نمیتواند؛ مقلد باید ببیند که حرف چیست.
تلمیذ: ترجیح بالأحدَث در روایت هست.
استاد: بله، اَحدَث هست. واقعاً این خیلی مسئلۀ دقیق و عجیبی است! این بروزات و ظهورات خدا، این اسماء کلیه و [اینکه] چطور در این اسماء جزئیّه تبدلات پیدا میشود.
شما گاهی اوقات دارید با خودتان فکر میکنید. واقعاً و صددرصد ذهنتان را از هویٰ، هوس، عناد، لجاج و مسائل نفسانی خالی میکنید و نسبت به یک قضیه به ضرس قاطع حکم میکنید و میگویید: «اینطور میشود.» نیمساعتِ بعد، بهطور کلی نظرتان عوض میشود! باز در آنجا عنادی ندارید؛ یعنی خالیالذهن هستید. هرچه انسان فکر میکند بالاخره کدامیک از این دو ترجیح دارد، اصلاً ذهنش نمیرسد! یعنی الان این در ذهن پیدا شده و هیچ رادع و مانعی نیست، یکدفعه نیمساعت بعد این پیدا میشود و آن هم هیچ رادع و مانعی نیست! نه اینکه فکری کرده باشد؛ اصلاً فکری نکرده و دنبالش را نگرفته است. ولی یکدفعه با یک دقت و ظرافت، حال و خصوصیتها عوض میشود و براساس آن حالی که عوض شد بهطور کلی تمام ذهنیات به هم میریزد؛ یک قسم دیگر میآید و جایش را میگیرد!
