
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمٰنِ الرَّحیم
الحَمدُ لِلهِ رَبِّ العالَمینَ وَ الصَّلاةُ وَ السَّلامُ عَلیٰ سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا
أبِی القاسِمِ المُصطَفیٰ مُحمدٍ
وَ عَلیٰ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ المَعصومینَ المُکَرَّمینَ
وَ اللَّعنَةُ عَلیٰ أعدائِهِم أجمَعینَ مِنَ الآنَ إلیٰ یَومِ الدّین
نگاه توحیدی اولیاء الهی به ابلیس
تلمیذ: آقا ما که این نفس را داریم، چه نیازی به شیطان است؟
استاد: یک دفعه آقا (علامۀ طهرانی) از آقای حسنزاده [آملی] سؤال کردند: «حالتان چطور است؟» گفت: «خیلیخوب است آقا، خیلی خوب و عالی؛ نه پولی داریم که دزد ببرد، نه دینی داریم شیطان ببرد!»
جداً ما همه [اینطوریم]! من به خودم که نگاه میکنم، میبینم دینی ندارم که شیطان ببرد! ارادت ما به شیطان از همه بیشتر است! اما آقای حداد یک مقام دیگری داشت. ایشان میگفت: «اصلاً شیطان کیست؟! حیف نیست آدم بیاید به شیطان توجه کند؟!» وقتی این مناجات خواجه عبدالله انصاری را یکی در حضور ایشان میخواند، به چنین عباراتی رسید: «الهی! تو را از خود ناراضی و شیطان را راضی گرداندهام.» ایشان از این عبارات خوششان نمیآمد و فرمودند: «شیطان کیست که انسان او را از خودش راضی کند؟! [اصلاً] نباید به شیطان توجه داشته باشد.»
یعنی یک موحّد و عارف اصلاً نباید به شیطان توجه کند. همین توجه به شیطان، خودش میشود شرک! این شرک است دیگر. خب شیطان هم یکی از مظاهر خداست؛ هست یا نیست؟! نمیتوانیم بگوییم نیست دیگر؛ باید بگوییم هست. همه مظاهر خداوند هستند: هم جبرئیل مظهر خداست، هم شیطان. او هم مظهر خداست. شیطان یا وجود دارد یا ندارد؛ از این [دو حال] خارج نیست؛ اگر وجود دارد، وجودش را از کجا آورده است؟! این مأمورِ حرفشنو و امین، آنقدر امانتدار است! خیلی امین است!
یک روز ظاهراً [شیطان] آمد سراغ حضرت ابراهیم یا شاید زکریا. [حضرت] گفت: «شده تابهحال از من خوشت بیاید؟» [شیطان] گفت: «در بعضی از اوقات، بله؛ وقتی مادرت برایت یک آش خیلی خوشمزهای درست میکند. (مثل اینکه ماهی یک دفعه بوده، دو ماه یک دفعه بوده، میرفته به مادرش سرمیزده است.) تو وقتی آن آش را میخوری، آن موقع است که من یکخرده از تو خوشم میآید و الاّ بقیۀ اوقات دلِ خوشی از دستت ندارم!» [حضرت] سری تکان داد و گفت: «خدایا من عهد کردم که تا وقتی زندهام، دیگر از آن آش نخورم.» شیطان هم گفت: «خدایا من عهد کردم دیگر به کسی نصیحت نکنم!»1
- . امالی (طوسی) ص 340:
«... عن جعفرِ بنِ محمّدٍ عن آبائِه علیهم السّلامُ: ... قالَ یحییٰ علیه السّلامُ: ”فهَل ظَفِرتَ بی ساعةً قَطُّ؟“ قالَ [إبلیسُ]: ”لا! و لکن فیکَ خَصلَةٌ تُعجِبُنی.“ قالَ یحییٰ: ”فَما هی؟“ قال: ”أنتَ رجُلٌ أکولٌ، فإذا أفطَرتَ أکَلتَ و بَشِمتَ فیَمنَعُکَ ذلکَ مِن بعضِ صلاتِکَ و قیامِکَ باللَیل.“ قال یحییٰ علیه السّلامُ: ”فإنّی أعطی اللهَ عهداً أنّی لا أشبَعُ مِن الطّعامِ حتّیٰ ألقاه.“ قالَ له إبلیسُ: ”و أنا أعطی اللهَ عهداً أنّی لا أنصَحُ مُسلِماً حتّی ألقاه. ثمّ خَرَجَ فما عادَ إلیه بعدَ ذلک.“»
- . امالی (طوسی) ص 340:
