اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی

و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی

0
جلسات
نسخه عربی

کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی

3
  • خب نمی‌شود شیطان بیاید نصیحت کند دیگر؛ کارش کساد می‌شود! کارش باید رونق داشته باشد. [بنابراین] شیطان هم یکی از مظاهر خداست. یک عارف که نباید بگوید: «من شیطان را از خود راضی کرده‌ام، تو را از خود ناخشنود.» شیطان کیست؟! شیطان هم یکی از وسایل و مظاهر است. اصلاً عارف غیر از او نباید [چیزی را] احساس کند. لذا ایشان به این عبارت‌های بزرگان که می‌رسیدند، تأیید نمی‌کردند. آقای حداد خیلی عجیب بودند!

  • تلمیذ: آنجا که می‌فرمود: «سلطه داشته باشد بر شراشر وجود افراد»، این دیگر سلب اختیار از آنها می‌شود. مگر افرادی که به کمال نرسیده‌اند، آنها را شیطان تدلیس نمی‌کند؟! قطعاً می‌کند.

  • استاد: [شیطان] سلطه ندارد که اَعمال را تغییر دهد؛ [بلکه] به‌معنای اطلاع است.

  • تلمیذ: وقتی اطلاع داشته باشد، امور را بر وفق مراد خودش قرار می‌دهد.

  • استاد: مگر دست اوست که قرار بدهد؟! دست او نیست. امور طبق قدرت خدا و اختیار انسان است. اگر انسان دارای اختیار است، خاتمۀ اختیار هم به خدا برمی‌گردد؛ شیطان کیست؟! البته او بر همۀ عوالم و مراتب انسان احاطۀ علمی دارد. در مرتبۀ ظاهر، سراغ آن عرق‌خور، دروغ‌گو، دزد و... می‌رود؛ این در مرتبۀ ظاهر. در مرتبۀ باطن جلو[تر] می‌رود: نفاق و ریا و سُمعه و تظاهر و نفسانیات. این را هم همین‌طور بگیر و بالا برو! در مرتبۀ سِرّ، در مرتبۀ خِفاء، در خطورات و امثال‌ذلک، در تمام اینها او احاطۀ علمی بر انسان دارد.

  • تلمیذ: خدا چنین احاطه‌ای را به شیطان داده و بر انسان ‌چنین سلطه دارد؛ در ازای این، مثلاً مَلَکی [بفرستد] که او هم چنین کارهایی بکند و در نتیجه یک نوع [تعادلی باشد، وجود ندارد]؟

  • استاد: البته آن عالَم، عالَمِ تضارب است و قوای رحمانی داریم. روایات خیلی عجیبی در کافی هست: جنود رحمان، جنود شیطان، جنود عقل.1 [مثلاً] انسان نشسته و یک‌مرتبه یک حال روحانی برایش پیدا می‌شود؛ در اینجا جنود عقل آمده‌اند. بعد به جایی می‌رود و مکدّر می‌شود؛ در آنجا جنود شیطان هستند. دائماً در همین حالِ بیا‌و‌برو و تضارب و تصادم، انسان باید راه خودش را با استمداد از خدا انتخاب کند و جلو برود.

    1. . کافی، ج1، ص21.