اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی

و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی

0
جلسات

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه بحث را با نگاه توحیدی اولیای الهی به ابلیس آغاز می‌کند و ضمن بیان حکایات شیرین و آموزنده از بزرگانی مانند علامه طهرانی توضیح می‌دهد که ابلیس هم یکی از مظاهر الهی است. از همین جا بحث دقیقی را در باره توحید ذات پروردگار و نسبت آن با سایر ممکنات مطرح کرده و به آراء بزرگانی مانند مرحوم کمپانی، ملاصدرا، علامه طباطبایی و علامه طهرانی می‌پردازد. در ادامه بحث که غالباً در پی پرسش‌های تلامیذ مطرح می‌گردد به تفاوت اجتهاد در زمان کنونی با زمان ائمه علیهم السلام و فقهای قریب به عصر حضور، اشاره می‌شود. استاد در بخش دیگری از مباحث خود به ویژگی‌های نظریات اولیای تام الهی اشاره نموده و دلیل تبدل آراء آنان و نیز تعارض در بیانات‌شان را تبیین می‌کند.(تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)

کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی

5
  • استاد: بله.

  • تلمیذ دوم: بالاخره نتیجۀ آینه چه شد؟

  • استاد: اگر آینه را مستقل بدانیم، مطلب ایشان صحیح است؛ مثل مرائی خارجیه که نور چراغ در آینه منعکس می‌شود و بعد، آن مَظهر می‌شود برای انعکاس نور به مکان دیگر. ولی اگر ما آینه را عین خدا، بلکه وجود نازلۀ او بدانیم، پس دیگر واسطه در عروض هم از بین می‌رود. هم آینه «او» می‌شود و هم نور منعکس در آن «او» می‌شود. پس دیگر عروضی ندارد.

  • تلمیذ: خب آن عینیت دیگر سلب می‌شود؟

  • استاد: عین نیست دیگر. در واسطه در عروض وجود بالإستقلال لازم است؛ یعنی لازمه‌اش یک وجود مستقل است. بعد در آن موضوع یک علتی افاضه می‌کند و به‌واسطۀ آن در جای دیگر ظهور پیدا می‌کند. الان آینه‌ای که در اینجا هست با چراغی که در بالای سر ما هست دو وجود مستقل‌اند. آینه چراغ نیست و چراغ هم آینه نیست. نورِ چراغ در آینه عارض می‌شود و آینه واسطه در عروضِ این نور از خودش به مکان دیگر می‌شود؛ که لولا این آینه، آنجا نور ندارد. اما در یک ‌جا آینه قرار می‌دهند، نور چراغ در آینه انعکاس پیدا می‌کند و آینه واسطه می‌شود در عروضِ این نور به مکان دیگر: به دیوار، در، فرش و امثال‌ذلک. در اینجا مسئله همین‌طور است.

  • اما اگر گفتیم که در اینجا یک وحدت بیشتر نیست که عبارت است از همان وجود منبسط که در همۀ تعیّنات تسرّی پیدا کرده است، پس ولایت پروردگار عبارت می‌شود از احاطۀ قیّومی در همۀ عوالم وجود به‌نحوی که نفس آن اراده و مشیت به‌عنوان وجود اول و وجود ثانوی [است]؛ یعنی نفس اراده و مشیت الهی در بقاء ممکنات، و نفس اراده و مشیت الهی در استمرار ممکنات، امر واحد خواهد بود. پس عروض دیگر در اینجا معنا نخواهد داشت.

  • تلمیذ: مثالی که معمولاً می‌زنند این است که جنبۀ مرآتی وجنبۀ ظلّی دارند. چون [در] حُکمِ مثال است و المِثالُ یُقَرِّبُ مِن جَهَةٍ و یُبَعِّدُ مِن جَهَةٍ.