
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
7البته من به ایشان عرض کردم که راههای مختلفی برای اثبات نظریۀ سیداحمد هست: بحث علت و معلول، بحث قوه و فعل، مساله بساطت وجود، بحث اشتراک معنوی وجود و صرافت وجود. اینها مباحث مختلفهای است و دیگر بالمعنیالأخص هم اگر ما بخواهیم نگاه کنیم، توحید افعالی و صفاتی همه دلالت بر همین معنا میکند. اصلاً [با مبنای ایشان] توحید دیگر معنا ندارد؛ توحید افعالی یا صفاتی دیگر معنا ندارد! ایشان فرمودند: «بله، مطلب همینطور است.»
خود صدرالمتألّهین هم وقتی بحث علیّت را مطرح میکند [گیر میافتد]. بالاخره یا باید مبانی را پذیرفت یا نباید پذیرفت؛ اگر مبنا پذیرفته شود، بِنا هم طبعاً باید پذیرفته شود. لذا خود ملاصدرا در بحث علیت گیر میافتد و در آنجا قائل به اتحاد عینی بین علت و معلول میشود. ولی در سایر مباحث دوباره تشویش و اضطراب در کلمات ایشان به چشم میخورد. و این هم بهخاطر همین قضیه و مسئله است که این معانیای که واقعاً در نفس راسخ باشد و انسان به آن رسیده باشد [در نفس صدرالمتألهین] اینطور نبوده است.
من خیال میکنم علامۀ طباطبایی [هم مطلب برایشان کاملاً منقّح] نبود. گرچه ایشان بعد به آقا [علامۀ طهرانی] فرمودند: «ما قائل به تشخّص در وجود هستیم.» کسی که اینطور است... . یعنی میدانید چیست؟ از یک طرف برهان انسان را ملزم میکند، از یکطرف هنوز خودِ جهات و جوانب کاملاً برای انسان تنقیح نشده است؛ انسان بین یک دوراهی گیر میکند. لذا گاهی اوقات اینطرف میزند، گاهی اوقات آنطرف میزند.
این در افراد دیگر [هم هست]؛ آقایانِ [اصولی] یکجا درست برخلاف مبانی اصولیشان فتوا میدهند! معلوم است که در کلۀ خودش یک چیزی بافته و خودش هم نفهمیده چه میگوید! آنوقت یکجا اصلاً ضدش را نتیجه میگیرد. [او] غیر از فردی است که وقتی مبنا را در ذهنش تنقیح میکند، جوری تنقیح میکند که دیگر به همۀ تبعاتش تن میدهد.
