
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
و وجه صدور عبارات متعارض از ائمه و اولیاء الهی
کیفیت حجیّت قول ولیّ الهی
8تفاوت شرایط اجتهاد در زمان فعلی نسبت به زمان ائمه
اجتهادِ آن موقع، بسیط بود و به این کیفیت نبود و آنها از مسئلۀ مهم حجیّتِ سند راحت و فارغ بودند. این مقدار بحث مفصّل حجیّت خبر واحد را که ما همیشه میخوانیم، آن وقت نبود. و آن افرادی هم که در مکتب ائمه بودند، مثل یونس بن عبدالرحمن، محمد بن ابیعمیر و امثالذلک، سالیان سال با ائمه محشور بودند. کسی که این مدت زیاد با یک امام باشد و مسائل اصولی را از امام علیهالسّلام بلاواسطه بشنود، [نیاز به بحث حجیت سند ندارد]. و چه بسا خیلی از اینها را، اصلاً نقل نکردهاند؛ فرض کنید که در دلالت استصحاب یا مقدار و میزان دلالاتِ قواعدی مثل لاضرر و امثالذلک، اینها اصلاً برای ما [چیزی] بیان نکردهاند. با امام نشسته و یک ساعت هم صحبت کرده است؛ همۀ [بحثِ] این یک ساعت را که نیاورده است. [بلکه] یک کلمه یا یک روایت مختصر را بیان کرده است. اما نحوۀ ورود و خروج در مطلب و استفادۀ از روایات را [بیان نکردهاند؛ چون] اینها خودشان پیش امام علیهالسّلام بودهاند و درس میخواندهاند، نه اینکه فقط حضرت بنشینند و بگویند: «بنویسید: الزّکاةُ فی... الغَنَمِ السّائِمَةِ.»1
تلمیذ: حاصل این دروس را بهصورت اصول اربعمأة درآوردهاند... .
استاد: فقط روایات را بیان کردهاند؛ اما نحوۀ استفاده از روایات و خصوصیات سؤال و جواب در همان مجلس را که نیامدهاند بگویند. اینهاست که برای انسان قوۀ استنباط میآورد. اما صرف خواندن تعدادی از روایات [قوۀ استنباط] نمیآورد؛ مگر انسان برود با امام علیهالسّلام یا با کسی که هست صحبتی کند، بالا برود، پایین برود، کلنجار برود: اگر اینجور شود، اگر آنجور شود، و بعد مضمون کلام امام را در نهایت بهصورت روایت بیان میکند.
البته همۀ اینها فقیه نبودند. ما چند هزار راوی داریم؛ از بین اینها شاید پنجاه یا صد تایشان هم فقیهی نبودند که فتوا بدهند. خیلی افراد [با امام] نشستند؛ منبابمثال ابنبلالی و سکونی هم روایات نقل کردهاند، اما فتوا نمیدادند. در بین اینها چندتا بودند که فتوا میدادند؛ مثلاً زکریا بن آدم، محمد بن احمد بن خالد برقی، یونس بن عبدالرحمن، محمد بن ابیعمیر و اَبان بود. بهنظر من انسان اگر کُلّش را نگاه کند، افرادی که مرجعِ سؤال مردم بودند، حدود پنجاه تا هم نمیرسد.
- . دعائم الإسلام، ج1، ص 257.
