
اهمیت احترام ذویالحقوق
و تکوینی بودن آثار مودت ذویالقربی و فرزندان اولیاء
اهمیت احترام ذویالحقوق
9این یک واقعیت تکوینی است؛ یعنی خدا یک ارتباط [و] حسابی قرار داده است؛ اگر ما بخواهیم براساس آن حساب و ارتباط حرکت کنیم، باید این راه را برویم. اما اگر بخواهیم برخلاف موج حرکت کنیم، از بین میرویم. این هم همینطور است دیگر. بهدست آوردن دل پدر و مادر اصلاً راه انسان را باز میکند و شکستنِ دل آنها راه انسان را میبندد. اگر قلب مادری از فرزندش بگیرد، راه انسان بسته میشود. آنوقت مرتّباً میگوید: «در قبضم!» مدام میگوید: «چرا حالم اینطور است؟!» این [قبض] بهخاطر این جهت است دیگر. [چون] راه بسته است. برای اینکه این راه باز شود، باید قلب او را از خودت شاد کنی. اینها ذویالحقوق هستند؛ ذویالحقوق یعنی افرادی که بر گردن انسان حق دارند.
لزوم احترام به سادات
سفری در خدمت آقا به اَبهَر رفتیم، به دیدن مرحوم حاجآقا اللهیاری.1 خدا [ایشان را] رحمت کند. بعد از آنجا به همدان رفتیم. در ابهر سیدی بود به نام آسید رئوف که ظاهراً فوت کرده است. عصر آن روز [به دیدن او رفتیم]. سید بسیار عفیف، نجیب و وَضیع2. قدّ خیلی کوتاهی داشت و خیلی ریزهمیزه بود. او بزّاز بود، ولی بزّازیاش مثل اینهایی که در محلات میگردند بود. داخل بقچهای اقمشه میریخت و روی کولش میگذاشت و داد میزد: «بزّازی!» خیلی هم بامزه بود! وقتی مرحوم آقا از او سؤال کردند: «شما چه میکنید؟» گفت: «آقا، الان به شما نشان میدهم.» یکدفعه رفت آنجا، یک پشتی برداشت که راستراستی، تحقیقاً بگویم وزنش از خودش بیشتر بود! اینقدر او ضعیف بود که آن پشتی وزنش از او بیشتر بود! یک چیز [بزرگ] که داخلش لباس و پارچه و قماش [بود]، روی کولش گذاشته بود و یک دانه از این مترهای آهنی که دست میگیرند [داشت]. آمد دور اتاق میگشت [و میگفت:] «بزّازی، بزّازی!» همینطور دور اتاق میگشت، آقا هم میخندیدند. آقا یکمقدار آنجا نشستند و بعد بیرون آمدیم.
- . جهت اطلاع بیشتر پیرامون حالات مرحوم حاج آقا اللهیاری رجوع شود به سرالفتوح، ص 112.
- . متواضع و افتادهحال. (محقق)
