اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت احترام ذوی‌الحقوق

و تکوینی بودن آثار مودت ذوی‌القربی و فرزندان اولیاء

0
جلسات

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه ابتدا به تفاوت قوانین الهی و بشری اشاره نموده و می‌فرماید: قوانین الهی تکوینی هستند و قوانین بشری، اعتباری‌اند. ایشان با بیان حکایت عجیبی از مرحوم آیةالله انصاری و فرزند ایشان، بیان می‌دارد که معیارهای اهمیت، در پیشگاه خداوند متعال با آنچه نزد انسانهاست، بسیار متفاوت می‌باشد. استاد با اشاره به عدم امکان انکار و مخالفت با واقعیات تکوینی، به مسئله مودت ذوی‌القربی و لزوم احترام به سادات، اشاره نموده و آن را یکی از مهم‌ترین مسائل تکوینی معرفی می‌کند که در سرنوشت انسان‌ها تأثیر فوق‌العاده‌ای می‌تواند داشته باشد، ایشان جهت تبیین این واقعیت، به سیره امیرالمؤمنین علیه السلام با عایشه و نیز آنچه برای حر بن یزید ریاحی اتفاق افتاد و حکایات آموزنده دیگری استناد می‌نماید. همچنین استاد در راستای بیان حقوق اولیاء الهی، با اشاره به سیره علامه طهرانی، به لزوم احترام به فرزندان آنان تأکید می‌کند.تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)

اهمیت احترام ذوی‌الحقوق

3
  • اینها اعتباریات است، اما دستگاه خدا اصلاً اعتبار برنمی‌‌دارد که خدا براساس دلخواه خودش [مثلاً] بگوید: «من دلم می‌‌خواهد شما [این کار را] این‌طور انجام دهید.» فردا بگوید: «میلم عوض شد، دلم می‌‌خواهد یک طور دیگر باشد!» پس‌فردا بگوید: «من این قانون را دوست ندارم؛ این‌طور انجام دهید!» نه! [این‌طور نیست.] دستگاه خدا دستگاه تکوین و نفس‌الامر است؛ آنجا حساب‌ها حسابِ واقعیت است؛ آنجا کلک نیست، نفاق نیست، خوش ‌آمدن و بد آمدن نیست. [آنچه] به ما گفته‌اند این‌طور است؛ قاعدتاً باید همین‌طور باشد دیگر! بزرگان که به ما فرموده‌اند، این‌طور فرموده‌اند. اینهایی که رفته‌اند و این معانی را مشاهده و وجدان کرده‌اند، این‌طور می‌‌گفتند. آنجا حساب، حساب واقعیت است،‌ گرچه در اینجا مسئله خیلی پیش‌پاافتاده باشد، اما در آنجا ممکن است خیلی مهم باشد.

  • متفاوت بودن معیارهای اهمیت الهی و بشری

  • احمد آقای انصاری حفظه‌الله پسر مرحوم آقای انصاری [همدانی] بعد از مرحوم آقای انصاری متکفل اولاد ایشان بود؛ واقعاً هم خیلی زحمت کشید و اینها را بزرگ کرد. گرچه مسیرشان در غیر مسیر پدر واقع شد و همه به راهی غیر از راه پدر رفتند: یکی سر از شرکت نفت درآورد، یکی به انگلیس رفت و هنوز هم تا حالا در انگلیس است. ‌خلاصه اینهایش را دیگر ما نمی‌دانیم، ولی در هر صورت کسی راه پدر را نرفت. خلاصه [احمد آقا] اینها را بزرگ کرد و زحمت می‌‌‌کشید.

  • ایشان یک سال به کربلا می‌‌‌رود و در آنجا مدتی اقامت می‌‌‌کند، در سامرا، کاظمین، نجف... . حال‌وهوای عتبات او را می‌گیرد؛ به‌نحوی که تصمیم می‌‌‌گیرد زندگی‌اش را به عتبات بیاورد و دیگر آنجا بماند و در آنجا زندگی کند و کارش را آنجا [قرار دهد]. مدتی بر این منوال بود. یک شب مرحوم آقای انصاری را در خواب می‌‌‌بیند. ایشان به من می‌‌گفت:

  • من هر وقت مشکلی پیدا کنم، دو رکعت نماز می‌‌خوانم، بعد اگر در قنوتش دعایی را بخوانم که ایشان [آیت‌الله انصاری همدانی] به ما گفتند، ایشان در خواب می‌‌‌آید و مشکل را حل می‌‌‌کند. من تابه‌حال موارد عدیده‌ای امتحان کرده‌ام و هنوز هم مستمر است.