اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت احترام ذوی‌الحقوق

و تکوینی بودن آثار مودت ذوی‌القربی و فرزندان اولیاء

0
جلسات

مرحوم استاد آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس الله سرّه) در این جلسه ابتدا به تفاوت قوانین الهی و بشری اشاره نموده و می‌فرماید: قوانین الهی تکوینی هستند و قوانین بشری، اعتباری‌اند. ایشان با بیان حکایت عجیبی از مرحوم آیةالله انصاری و فرزند ایشان، بیان می‌دارد که معیارهای اهمیت، در پیشگاه خداوند متعال با آنچه نزد انسانهاست، بسیار متفاوت می‌باشد. استاد با اشاره به عدم امکان انکار و مخالفت با واقعیات تکوینی، به مسئله مودت ذوی‌القربی و لزوم احترام به سادات، اشاره نموده و آن را یکی از مهم‌ترین مسائل تکوینی معرفی می‌کند که در سرنوشت انسان‌ها تأثیر فوق‌العاده‌ای می‌تواند داشته باشد، ایشان جهت تبیین این واقعیت، به سیره امیرالمؤمنین علیه السلام با عایشه و نیز آنچه برای حر بن یزید ریاحی اتفاق افتاد و حکایات آموزنده دیگری استناد می‌نماید. همچنین استاد در راستای بیان حقوق اولیاء الهی، با اشاره به سیره علامه طهرانی، به لزوم احترام به فرزندان آنان تأکید می‌کند.تاریخ دقیق این جلسه مشخص نیست)

اهمیت احترام ذوی‌الحقوق

4
  • مرحوم آقای انصاری پسر کوچکی داشت؛ آخرین بچۀ ایشان که اسمش محمود است. البته ایشان الان خب بزرگ شده؛ آن موقع خیلی کوچک بود. ‌مرحوم آقای انصاری [در خواب به احمد آقا] رو کردند و گفتند:

  • احمد! یک دست به سرِ این محمود کشیدن، ثوابش از تمام عمر در عتبات ماندن بیشتر است!

  • خب انسان تمام عمر در عتبات باشد می‌‌‌دانید یعنی چه؟ یعنی فرض کنید که صبح برود نماز صبح را در حرم سیدالشهدا بخواند، نماز ظهر را در حرم حضرت اباالفضل بخواند، فرض کنید که شب جمعه بلند شود برود نجف، بعد هر وقت دلش بخواهد کاظمین برود، سامرّا برود. ‌اصلاً این اماکن واقعاً نورانیت عجیبی دارد! در کاظمین، قبر موسی بن جعفر و امام جواد، واقعاً چه خبرها هست! در سامرّا، مقام حضرت هادی و امام حسن عسکری و حضرت حکیمه‌خاتون و حضرت نرجس‌خاتون (مادر امام زمان) و آن سرداب کذایی! خلاصه سامرا خیلی شهر نورانی و سبکی است. بعد به کربلا بیاید؛ آنجا دیگر چه خبرها هست! امام حسین با آن اوضاع و کبکبه و دبدبه‌اش و حضرت اباالفضل!‌ نجف که دیگر امیرالمؤمنین اصلاً یک [حال خاصی دارد].

  • حالا آن کسی که در اینجا می‌‌‌ماند، بالاخره یک بهره و منافعی را احساس می‌‌کند. ولی صحبت در این است که ایشان می‌‌‌گوید: «یک دست کشیدن بر سر این [بچه] از تمام عمر بالاتر است!» حالا دو دست کشیدن و سه دست کشیدن [چطور]؟! این معنایش چیست؟ معنایش این است که مسئله‌ای در اینجا هست [و] آن عبارت است از مسئلۀ نفْس؛ یعنی نفْسِ یک بچۀ یتیم در تحت تربیت و لطف واقع شود، پیش خدا ارزشش بیشتر است یا [تشرّف به] کربلا و نجف و زیارات؟ آن مسئله در نزد انسان خیلی بااهمیت است؛ ولی پیش خدا خیلی اهمیت ندارد! این مسئله [یتیم‌نوازی] پیش انسان خیلی اهمیت ندارد؛ ولی پیش خدا خیلی اهمیت دارد. اینجاست که می‌‌‌گوییم: «حساب‌ها در آن‌طرف با این‌طرف تفاوت دارد.» یعنی ارزش و اعتبارِ مسائل در آن‌طرف به یک نحو است‌، در اینجا به یک نحو دیگر ا‌ست.