
اهمیت احترام ذویالحقوق
و تکوینی بودن آثار مودت ذویالقربی و فرزندان اولیاء
اهمیت احترام ذویالحقوق
11همین شخص تاجر شب پیغمبر را در خواب میبیند. میبیند بهشت است و باغ و قصری است و بیاوبرو و اوضاعی است، پیغمبر هم ایستادهاند و افراد یکییکی اجازۀ عبور میگیرند که داخل قصر و بهشت بروند. وقتی او میرسد، به پیغمبر میگوید: «میخواهم بروم.» حضرت فرمودند: «این برای مسلمین است.» [پاسخ داد:] «یا رسولالله من هم مسلمانم.» حضرت فرمودند: «شاهدت کجاست؟ شاهد بیاور!» گفت: «شاهد ندارم!» و همینطور [متحیّر] ماند که من چهکار کنم؟ بعد حضرت رو کردند به او فرمودند: «خیلی خب پس برو این مال تو نیست. تو از دختر من که امروز آمد شاهد خواستی، حالا هم باید شاهد بیاوری تا بروی!» خلاصه از خواب بلند میشود و خیلی متأثر [میشود].
این یک قضیه است، حالا نمیدانم این [قضیه] بود که من خواندم یا این بود:
یک زرتشتی دیگری هم بود؛ این علویه دیگر از ناچاری میرود به او مراجعه میکند و میگوید: «اوضاع ما اینطور است، ما سید هستیم و مدتی [است دچار مشکل هستیم].»
زرتشتی، غلام و نوکرش را صدا میکند و چیزی در گوش غلامش میگوید. بعد به علویه میگوید: «شما با ایشان بروید.» این غلام و بهاصطلاح سرایدارِ آن تجارتخانه، زن را به منزلش (منزل همین زن) میبرد و میگوید: «[شما] با بچهها برویم.» با بچهها بلند میشوند و همه با هم به منزل زرتشتی میآیند. [غلام] میگوید: «شما فعلاً اینجا باشید تا ایشان بیایند.»
بعد زن [زرتشتی] به این زن علویه میگوید: «الان جمعه است، بهتر است یک حمامی هم برویم.» حمامی در همان منزل یا بیرون بوده. همۀ اینها را به حمام میبرند؛ یعنی خودِ زنِ این زرتشتی میآید و اینها را به حمام میبرد. وقتی میخواهند بیرون بیایند، تمام لباسهای اینها را عوض میکند، از کوچک تا بزرگ و لباسهای نو و فاخر به اینها میپوشاند. بعد به آنجا میآیند و سه روز در همان منزل زرتشتی مهمان هستند. بعد از سه روز او میگوید: «خب حالا اگر میخواهید بیایید منزل خودتان.» اینها میآیند منزل خودشان. حالا فرض کنید منبابمثال: خانه رنگ شده، تمام [منزل] فرش افتاده، پردهها آویزان، تمام وسائل منزل [آماده]، برای هر بچه چند دست لباس. میروند در آشپزخانه نگاه میکنند میبینند اصلاً اجاق گاز... روغن مفصّل و... . بعد این[علویه] آنجا میماند و زرتشتی میرسد. به علویه میگوید: «از طرف من هر ماه میآیند و این مبلغ را به شما میدهند.» و نوکرش [هر ماه] میآید [و این مبلغ را] به اینها میدهد.
