اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت احترام ذوی‌الحقوق

و تکوینی بودن آثار مودت ذوی‌القربی و فرزندان اولیاء

0
جلسات
نسخه عربی

اهمیت احترام ذوی‌الحقوق

14
  • ولی ذلتی را که از امام حسین برایش پیدا شده بود قبول کرد و حرفی به امام حسین نزد. گفت: «من هیچ به تو نمی‌گویم؛ اما هرکس به جای تو بود، جوابش را می‌‌دادم.» و همین کارش را ساخت! همین قضیه روز عاشورا به دادش رسید؛ این ادب روز عاشورا نتیجه داد. از این قضایا گذشت، گذشت تا به روز عاشورا رسید. روز عاشورا یک‌دفعه به سرش زد [با خود گفت]: «ای‌دادِبیداد! این چه وضعی است؟! ما کجاییم؟! اینها آمدند می‌‌خواهند پسر پیغمبر را بکشند!» همۀ اینها برای آن موقع بود!1

  • احترام علامه طهرانی به فرزندان اولیای الهی

  • مرحوم آقا [علامۀ طهرانی] نسبت به این قضیه خیلی حساس بودند. در [مورد] فرزندان مرحوم آقای حداد ایشان خیلی حساس بودند؛ خیلی احترام می‌‌‌کردند.‌ اینکه الان می‌‌‌بینید آنها این‌قدر به آقا علاقه دارند، به‌خاطر همان نحوۀ عملی‌ است که آقا نسبت به فرزندان آقای حداد داشتند. مثلاً هر وقت آسید عبدالامیر [حدّاد] می‌‌‌آمد، به تمام قامت در مجلس بلند می‌‌‌شدند. آسید عبدالامیر از نظر ظاهر یک جوان نجّار است، بیش از این که چیزی نیست؛ ولی این رعایت احترام نسبت به او، احترام به آقای حداد است؛ فرقی نمی‌کند. بالاخره او پسر آقای حداد است.

  • ولی ما بعضی رفقا را می‌‌دیدیم که نسبت به اینها خیلی اهتمام نداشتند. من هم خیلی متاثر و ناراحت می‌‌شدم؛ خب او پسر آقای حداد است و چرا نباید آن‌طور که بایدوشاید احترام انجام شود؟!

  • مطلبی به نظر من رسیده و نمی‌خواهم نسبت به مسائلی که رفقا به آن واردند و اطلاع دارند [تذکر بدهم؛ ولی خوب است] من هم به سهم خودم نسبت به این مسئله مطلبی گفته باشم. صرف‌نظر از خودم که می‌‌دانم چه نخاله‌ای هستم و خلاصه خیلی اوضاعمان خراب است، صرف‌نظر از خودم که اصلاً راحتی و سرور و بهجتم در این است که رفقا مثل خودشان با من معامله کنند. همین‌طور خوشم می‌‌‌آید که [با من] بگویند، بخندند مثل خودشان. البته همان‌طور که خدمت رفقا عرض کرده‌ام، من در زمان مرحوم آقا ندیدم ایشان به کسی حرف رکیک بزنند؛ مرحوم آقا این‌طور بودند. [البته] شوخی می‌‌کردند، حتی آب می‌‌‌پاشیدند، البته به رفقای خودشان که رفقای مرحوم آقای انصاری بودند. با شاگردان خودشان که اصلاً این حرف‌ها نبوده و مقام استادی و [شاگردی اقتضای دیگری دارد]. ولی در رفاقت‌های خودشان اصلاً من نمی‌دیدم حرف رکیک بزنند. حتی یک بار ندیدم و آنها هم همین‌طور؛ با هم شوخی می‌‌کردند، می‌‌گفتند، می‌‌خندیدند، اما از حرف‌های از شکم به پایین [رکیک] اصلاً نبوده است، و واقعاً هم همین‌طور است و درست هم همین است. هزار جور شوخی داریم! چرا انسان بیاید این‌طور مسائل را به‌عنوان صمیمیت [مطرح کند]؟! من که از آن صمیمیت نمی‌‌فهمم!

    1. الإرشاد، ج 2، ص 80 و81.