اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت احترام ذوی‌الحقوق

و تکوینی بودن آثار مودت ذوی‌القربی و فرزندان اولیاء

0
جلسات
نسخه عربی

اهمیت احترام ذوی‌الحقوق

15
  • من خوشم می‌‌‌آید که رفقا با من همین‌طور باشند. اصلاً از دست ‌بوسیدن خوشم نمی‌‌آید، واقعاً خوشم نمی‌‌آید. [رفقا] بگویند، بخندند. دیده‌اید خودم گاهی اوقات از این جوک‌ها می‌‌گویم. یعنی مثل بقیه، اصلاً نمی‌خواهم هیچ تفاوت و فرقی باشد و شکسته‌نفسی هم نمی‌‌کنم؛ به‌خاطر اینکه وقتی از چیزی خوشم می‌‌‌آید [دیگر] شکسته‌نفسی معنا ندارد. شکسته‌نفسی برای ریا و نفاق است. این حرف‌ها کشک است! اینها که همیشه شکسته‌نفسی می‌‌کنند، در بزنگاه آن‌چنان طرف را می‌‌زنند و می‌‌‌کوبند که نمی‌‌تواند از جایش بلند شود! نودونه درصد از این شکسته‌‌نفسی‌ها دروغ است! شما این را بدانید! جلوی انسان [می‌گویند]: «ما که هستیم، ما چه هستیم!» حالا اگر بخواهید دو کلمه پشت سرش بگویید، دیگر واویلاست! لذا من از این شکسته‌نفسی‌ها اصلاً خوشم نمی‌‌آید. آنچه خوشم می‌‌‌آید دارم می‌‌گویم. من همین‌طور هستم. اصلاً طبعم این‌طور است و این مطالبی که عرض می‌‌کنم مطلقاً مربوط به خودم نیست؛ به‌خاطر اینکه من اصلاً خودم را قابل انتساب به آقا نمی‌دانم. من می‌‌دانم چه جفتک‌هایی انداخته‌ام و واقعاً شرمم می‌‌‌آید خودم را به آقا نسبت دهم؛ این مسئله را جدی می‌‌‌گویم. گفتم من اهل شکسته‌نفسی نیستم؛ رک‌وراستم! حالا هرکه می‌‌خواهد قبول کند، هرکه [می‌خواهد قبول نکند].

  • لزوم احترام به فرزندان اولیای الهی

  • صرف‌نظر از خودم، مسئله‌ای که راه‌گشای طریق و موجب فتح باب و لطف و عنایت خداست، ادای بعضی از حقوقی است که ذوی‌الحقوق بر عهدۀ ما دارند. زحماتی که کشیده‌اند و رنج و تعبی که مرحوم آقا و [اولیا] در تربیت ما به کار برده‌اند. من سراغ ندارم کسی به‌اندازۀ ایشان از خودش برای شاگردان و دوستانِ خودش واقعاً مایه گذاشته باشد. آن [زحمات] ایجاب می‌‌کند که احترام و عزت و رعایت ادب در [قبال] فرزندان و اولاد ایشان انجام بگیرد؛ یعنی در ارتباط با اخوان ما از نظر معاشرت و صحبت و احترام و مکالمه مثل زمان مرحوم آقا این جهات انجام بگیرد. این یک واقعیت تکوینی‌ است و مسئلۀ اعتباری نیست. من به‌عنوان شخصی که خارج از گود هستم [عرض می‌کنم]. واقعاً هم خارج از گود هستیم و قابلیت انتساب به آقا را نداریم؛ ولی از باب اینکه بالاخره راه و روش بزرگان را دیده‌ایم و با آنها بوده‌ایم، [عرض می‌کنم که] راه و روش بزرگان این‌طور بوده که همیشه جهات واقعی و ارزشیِ مسائل اخلاقی را بعد از ارتحال یک بزرگ در [مورد] فرزندان ایشان انجام می‌‌‌دادند. چه در [مورد] مرحوم قاضی و چه در [مورد] مرحوم آقای انصاری و چه در [مورد] مرحوم آقای حداد من [این مطلب را] دیده‌ام. یعنی در همۀ این سه مرحله دیدم که مرحوم آقا در [مورد] فرزندان آن بزرگان اگر کاری از دستشان بر می‌‌‌آمد، انجام می‌‌‌دادند. گاهی هم نسبت به آنها ارشاداتی داشتند؛ یعنی آن [انتقاد به آنها] هم در آن بین اقتضا می‌‌کند و باید این کار را کرد؛ نه اینکه [آنان را] رها کند. اما رعایت احترام و عزت نفس و مناعت یک قضیۀ واقعی ا‌ست و اعتباری نیست. [این‌طور نیست که] بگوییم که بهتر است [انسان این کار را بکند، بلکه در صورت عدم رعایت] اصلاً راه انسان بسته می‌‌‌شود!