
اهمیت احترام ذویالحقوق
و تکوینی بودن آثار مودت ذویالقربی و فرزندان اولیاء
اهمیت احترام ذویالحقوق
17و أمّا عائشةُ فَقَد أدرَکَها ضَعفُ رَأیِ النِّساء فَلَها حُرمَتُهَا الأولیٰ وَ الحِسابُ عَلَی اللهِ یَعفو عَمّن یَشاءُ وَ یُعَذِّبُ مَن یَشاء.1
«[اما عایشه داستانش از اين قرار است كه پندار و خيال زنانه او را درگرفت.] زنان ضعیفاند! رأیشان رأی ضعیفی است! میآیند در دنیا و این مسائل، خراب میکنند و به هم میریزند! آنی که در زمان پیغمبر بود الان هم حرمتش همان است، ما دست به آن نمیزنیم! حساب با خداست، به ما ربطی ندارد! دلش میخواهد عذابش میکند، دلش میخواهد میبخشد!»
امیرالمؤمنین میگوید من این وسط باید وظیفهام را انجام دهم. وظیفۀ من این است که [حرمتش را حفظ کنم؛ چون] اگر الان عائشه را بُکشم، به حیثیت پیغمبر لطمه میخورد. بالاخره هرچه باشد زن پیغمبر است. میگویند که او زن پیغمبر را کشته است! به حیثیت پیغمبر لطمه میخورد دیگر. اگر منبابمثال الان پیغمبر بود و عایشه هم این کار را میکرد، یا علی تو چه میکردی؟ یکوقت خودِ پیغمبر هست، خودش میگوید بُکشیدش! زنش است دیگر! او خودش میداند! ولی یکوقت شخص ثالث میخواهد در این قضیه دخالت کند؛ آیا تو جلوی پیغمبر شمشیر برمیداری بزنی عایشه را بکشی؟! این کار را نمیکنی! خب این زنِ اوست دیگر. وقتی این زن پیغمبر است و انتساب به پیغمبر دارد. [آیا] جلوی پیغمبر [به عایشه میگویی]: «غلط کردی این کار را کردی»؟ خود پیغمبر هنوز اینجا ایستاده است؛ اگر خودش بخواهد میگوید دیگر! این عدم رعایت احترام رسول خداست. الان امیرالمؤمنین رعایت احترام رسول خدا را کرده است. دیده اگر بخواهد عایشه را بکشد، میگویند: «زن پیغمبر را کشته است.» یعنی موقعیت پیغمبر پایین میآید! میگویند: «اینهایی که در دمودستگاه پیغمبرند اینطوری هستند دیگر، آنجا هم مثل بقیۀ جاهاست!»
رعایت حرمت مسجدالحرام توسط سیدالشهدا
مِثل سیدالشهدا علیهالسلام که در مسجدالحرام نماند. اگر سیدالشهدا لج میکرد و میگفت: «حالا که قرار است اینها من را بکشند، پس بگذار در مسجدالحرام بکشند تا اینکه من مظلومیتم را به دنیا نشان بدهم که حتی در مسجدالحرام من را رها نکردند»، میتوانست این کار را بکند دیگر! تازه مظلومیتش بیشتر نشان داده میشد که اینها در مسجدالحرام رهایش نکردند.
- . نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص 218:
«و أمّا فُلانَةُ فَأدرَكَها رَأىُ النِّساء؛ وَضِغنٌ غَلا فى صَدرِها كَمِرجَلِ القَينِ؛ وَ لَو دُعِيَت لِتَنالَ مِن غَيرى مَا أتَت إلَىَّ لَم تَفعَل؛ وَ لَها بَعدُ حُرمَتُها الأولىٰ والحسابُ عَلَى اللهِ تَعالىٰ.»
امامشناسی، ج 10، ص 94:
«و اما فلانه را از يك جهت پندار و خيال زنانگى گرفت، از جهت ديگر كينه و حقد و حسدى كه در سينۀ او بود؛ و همانند ديگِ آهنگر و كورۀ ذوبآهن جوش مىزد. و اگر او را دعوت مىكردند كه اين كارى را كه با من كرد با احدى ديگر انجام دهد، نمىكرد و ليكن ما حرمت ديرينۀ او را نگه داشتيم؛ و حساب به دست خداى متعال است.»
- . نهج البلاغه (صبحی صالح)، ص 218:
