اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توجه به حقیقتِ اختلافات و جریانات ظاهری

و تکلیف سالک در اختلافات

0
جلسات
نسخه عربی

توجه به حقیقتِ اختلافات و جریانات ظاهری

11
  • حالا فرض کنید اگر ما به این رفقا بگوییم که شما مدتی با آقا بوده‌اید؛ هرکسی براساس آنچه با آقا بوده و رفته و آمده، آقا با او صحبت کرده‌اند، دعوایش کرده‌اند، صلح کرده‌اند، با او خندیده‌اند، با او قهر کرده‌اند، با او مسافرت کرده‌اند، رفت‌وآمد، هرکس بیاید و آنچه از آقا فهمیده بدون اینکه اسمش را بیاورد [بنویسد]. اگر فحش هم بدهید، عیب ‌ندارد! ممکن است یکی بگوید: «او یک آدم بی‌کاری بود؛ بیخود این‌قدر بزرگش کردند.» خب عیب ‌ندارد!

  • شما اگر واقعاً نگاه کنید، می‌بینید که اصلاً اختلاف در خودِ همین افراد، مابین مغرب تا مشرق است. این اختلاف برای چیست؟ واقعیت که فرق نمی‌کند؛ واقعیت که یک نفر بوده است؛ آقا یک صورت و یک چهره بیشتر نبودند. دیدها و مناظر نسبت به آن واقعیت تغییر پیدا می‌کند. امروز آقا با او خندیده‌اند، از پیغمبر هم زده بالاتر؛ فردا به او اخم کرده‌اند، از هرکه می‌خواهید بگویید هم آمده پایین‌تر! این است دیگر.

  • یکی از اینها یک‌وقت از یک جا آمده بود. آقا تا تحویلش گرفتند، او زارزار شروع کرد اشک شوق ریختن! خیلی!‌ ما هم سیخی به او زدیم: «چه خبر است بابا؟! یک‌خرده خودت را نگه دار! خیلی [افراط] کردی!» [می‌گفت:] «این مرد چیست و... .»

  • همین مردی که در آن جلسه زارزار برایش گریه کردی و دیگر دست‌و‌پایت را گم کرده بودی و نمی‌دانستی چکار کنی، یک مدت دیگر که گذشت، در یک جریانی [گفتی]: «اصلاً ما از کارهای این آقا سر درنمی‌آوریم! چطور است قضیه؟!» [برای آن قبلاً گریه می‌کرد] چون هنوز مسئله در پیچ‌وتاب نیفتاده بود!

  • درحالی‌که چهرۀ آقا که عوض نشده و فرق نکرده است. اگر آدم زرنگی بودی، آن موقع که آقا با تو این حالت را داشتند، مطلب را می‌فهمیدی و متوجه می‌شدی و قضیه را می‌گرفتی؛ ولی الان در این قضیه‌ای که پیش آمده است، طبعاً برایت گران می‌آید؛ چون تابه‌حال براساس آن دید حرکت می‌کردی، الان یک‌دفعه می‌‌بینی با مبانی‌ای که قبلاً ساختی این جور درنمی‌آید؛ [لذا] قاطی می‌کنی.