اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توجه به حقیقتِ اختلافات و جریانات ظاهری

و تکلیف سالک در اختلافات

0
جلسات
نسخه عربی

توجه به حقیقتِ اختلافات و جریانات ظاهری

12
  • واقعاً هم مسئله همین‌طور است: مرحوم آقا را کسی نشناخت. چون اولیای خدا در یک مرحله از نورانیت قرار دارند که تا کسی واجد آن نورانیت نباشد پی نمی‌برد.

  • الان این ضبط در اینجا قرار دارد؛ این را من برمی‌دارم و در اینجا می‌گذارم. تعابیر مختلفی ممکن است نسبت به این [حرکت] بشود: یکی اینکه: «این کار عبثی است؛ حالا این در اینجا بوده، این آقا برداشت و در اینجا گذاشت.» ممکن است یکی بگوید: «نه، چون اینجا صدا خوب وارد نمی‌شده، او گذاشته اینجا که صدا بهتر وارد ضبط شود.» یکی ممکن است بگوید: «آمده تا براندازش کند که خصوصیاتش چیست؛ نمی‌‌توانسته اینجا نگاه کند، آورده آن را گذاشته‌ اینجا که ببیند این چیست.» هرکس ممکن است به یک نحوه نسبت به کار انسان قضاوتی داشته باشد. درحالی‌که ممکن است اصلاً هیچ‌کدامِ اینها نباشد!

  • وقتی ما نسبت به افرادی که در سطح خودمان هستند چنین احتمالی را متطرّق می‌دانیم، آیا نسبت به شخصی که اصلاً از مرحلۀ عادات و افعال و افکارِ بشری خارج شده، احتمال نمی‌رود؟ چنین احتمالی نسبت به او نمی‌توانیم بدهیم؟!

  • بنا بر انصاف هم باشد، این دور از انصاف است. حالا چه شخصی [ایشان را] آن‌طور که بوده‌‌اند واقعاً شناخته است؟! خب که بوده است؟! نیست دیگر! یعنی کسی را ما نمی‌توانیم پیدا کنیم. مگر اینکه واقعاً کسی در آن مرحله باشد. و ما باید سعی کنیم خودمان را به آن مرحله برسانیم؛ یعنی امور خودمان را به دست خدا بسپاریم و تکالیفمان را انجام بدهیم؛ به این مقدار.

  • مدارا با دیگران، تکلیف سالک در هنگام اختلافات

  • حالا که همه در ممشائی قرار دارند که به‌دنبال حقیقت و واقعیت‌اند و همه خود را نسبت به این محور، متعلّق و ذی‌ربط می‌دانند، اما در مسائل و در افکار دارای اختلاف هستند، خب ما چه تکلیفی نسبت به اینها داریم؟ واقعاً تکلیف ما چیست؟

  • من الان می‌خواهم خدمتتان این را عرض کنم: تکلیف ما این است: «دارِهِم فی دارِهِم و أرضِهِم فی أرضِهِم».1 وقتی ما در این حیطه فردی را مشاهده می‌کنیم، آیا بایستی با احساسات او بازی کنیم؟ نه! مدارا همین است دیگر؛ مدارا یعنی انسان این و آن را، هر دو را در یک محور می‌بیند؛ یعنی در یک محیط (محیط ولایت) احساس می‌کند. ‌وقتی که این‌طور است، او به گمان و سلیقۀ خودش و ما به گمان و سلیقۀ خودمان، مطلب را می‌خواهیم به دو طرز مختلف بیان کنیم.

    1. أنوار الربیع فی أنواع البدیع، ج 1، ص 155؛ جواهر البلاغة، ص 280. برگرفته از شعری است منسوب به ابن‌شرف‌قیروانی، که اصل آن این است:
      دارِهِم ما دُمتَ فی دارِهِم***و أرضِهِم ما دُمتَ فی أرضِهِم
      .ترجمه: «تا زمانی که در خانۀ آنان به سر می‌بری، با آنها مدارا کن. و تا زمانی که در سرزمین آنان هستی، آنان را راضی و خشنود نما.» (محقق)