
توجه به حقیقتِ اختلافات و جریانات ظاهری
و تکلیف سالک در اختلافات
توجه به حقیقتِ اختلافات و جریانات ظاهری
13خب باید او را نسبت به خودمان مانوس کنیم و در او ایجاد محبت و رضایت و عطوفت کنیم؛ نه اینکه مطالبی [مطرح کنیم] که موجب شود احساسات او برانگیخته شود. محبت و انس یک اکسیر عجیبی است! وقتی محبت در یک جا آمد، موجب میشود که اصلاً خودبهخود قضایا و مسائل براساس صفا و صلح در ذهن شکل بگیرد؛ لازم نیست انسان مدام منطق بیاورد. حالا اگر یکخرده گوشه و کنار، [نکاتی را هم بخواهد تذکر بدهد، اشکالی ندارد]. در هر چیزی همینطور است دیگر؛ منبابمثال یکی میگوید این مرفوع است و آن یکی میگوید منصوب است و دیگری میگوید مجرور است، آن یکی میگوید منصوب به نزع خافض1 است. خیلی خب، حالا تو بگو منصوب به نزع خافض است و من میگویم مجرور است و منصوب نیست یا مفعول برای فعل است. خب هر دوتایمان میگوییم منصوب است. آن یکی میگوید فلان است.
این راه، راهی است که موجب میشود که همه بر سر یک سفره قرار بگیرند و در یک جریان قرار بگیرند. من در همین سفر اخیری که در مشهد بودم، شخصی آمد و مطلبی را نقل کرد: «من در فلان جلسه بودم و با بعضی از مطالبی که در آن جلسه بود به این دلیل و این دلیل من مخالفت کردم.» البته بعضی از مطالبی که او میگفت، مورد قبول خود من هم بود [اما] بعضیاش نه؛ قدری تندروی داشت و من مخالفت کردم.
یک نفر که در آن جلسه بود تا احساس کرد که من با این مسائل مخالفم، به سراغ او آمده بود و مطالبی را که در ذهنش بود به او تلقین کرده بود. با وجود اینکه بارها و بارها بالصّراحه، بالکنایه، بالمجاز، بالحقیقة و بالتَّنصیص از من شینده بود که «برداشت تو الان این است، آخر این برداشتت را الان نباید به دیگری بگویی!» آخر بر چه اساسی شما این حرف و برداشت را به دیگری گفتی؟! ذهن او را که خراب کردی هیچ، بندهخدا، آبروی خودت را هم بردی!
- . قاعدهای است در ادبیات عرب که حرف جر حذف میشود و با حذف آن، مجرور منصوب میگردد. مثل: «دخلتُ فی الدّارِ» که با حذف جار «دخلتُ الدّارَ» میشود. (محقق)
