اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد دیدگاه ظاهری مردم نسبت به حقیقت امامت و ولایت

0
جلسات
نسخه عربی

نقد دیدگاه ظاهری مردم نسبت به حقیقت امامت و ولایت

4
  • امامت، حقیقتی ورای هر قالب و شکل

  • امام هم همین است؛ ما امام را چه می‌دانیم؟ امام آنی است که وزنش أقلاً 80 کیلو، 90 کیلو، فرض کنید که وزنی داشته باشد، یک خُرده همچین با هیبت باشد، یک خُرده... این. یک ریشش هم...؛ حالا اگر امام فرض کنید کوسه بود، اگر امام ریش نداشت بنده‌خدا!

  • تلمیذ: امام حسین کم بود ریششان!

  • استاد: بله، امام حسین ریششان خفیف بود، به‌عکس امام حسن که [ریششان پُر پشت] بود.1 یا اصلاً نه، ریش نداشت، حالا امام حسین باز هم یک چند تایی ریش داشتند که أقلاً نگویند این امامت نقص به آن وارد شد! حالا اگر امام کوسه بود، [می‌گوییم]: «مگر می‌شود امام هم آخر کوسه باشد؟! امام مگر می‌شود ریش نداشته باشد؟!» یعنی امامت در پشم است! واقعاً دارم می‌گویم ها! ما امامت را توی پشم می‌دانیم، توی استخوان می‌دانیم، توی گوشت می‌دانیم، توی وزن [و] وزنه می‌دانیم، توی ریش می‌دانیم. اما وقتی که امام زمان پنج‌ساله باشد، [می‌گوییم]: «نه، این نمی‌شود امام باشد! بچۀ پنج‌ساله که...؟! بابا برو پیِ کارَت! بچۀ پنج‌ساله مگر می‌شود امام باشد؟!» این میزان معرفت ما از امام، فقط همین‌قدر است.

  • نقد علامه طهرانی به دیدگاه ظاهری مردم نسبت به مسئلۀ امامت

  • یک دفعه ایشان می‌فرمودند توی یک جلسه: «ما به امام به چه نحو نگاه می‌کنیم؟ امامی که باید این‌طور باشد، ابروی کمانی داشته باشد، بینی قلمی داشته باشد، لب‌های کذا باید داشته باشد، چشمان نمی‌دانم آهویی باید داشته باشد...» خلاصه هی شروع کردند به گفتن و: «اشاره کند ماه تکّه‌تکّه بشود، از آن‌طرف خورشید پراکنده بشود، از آن‌طرف ستارگان بریزند، از آن‌طرف نمی‌دانم ملائکه...» عبارت ایشان این بود: «اگر امام آمد توی خانه، زنش از خانه بیرونش کرد و آمد کنار خیابان گرفت خوابید، کنار کوچه...» ما بیاییم ببینیم فرض کنید که امام رضا علیه السّلام ـ برای امام رضا که پیش نیامد ـ زنش از خانه بیرونش کرده، امام رضا هم جایی ندارد برود، حالا رفیقی ندارد یا خانۀ کسی... . مگر حضرت مسلم اینچنین نبود؟ حضرت مسلم در کوفه توی یک خانه راهش ندادند! آن 30 هزار جمعیت دیگر، یک نفر راهش نداد!2 حالا اگر به‌جای حضرت مسلم، امام بود، امیرالمؤمنین بود، زنش هم از خانه بیرونش کرده، هیچ‌جا را ندارد، آمده همین‌جا کنار کوچه نشسته، ما می‌گوییم: «اِ! مگر می‌شود این امام باشد؟! اِ! این‌که نتواند از عهدۀ یک زن درآید، نتواند توی خانه‌اش برود، آن‌وقت می‌خواهد ملکوت را بگرداند؟! این می‌خواهد عالم کذا و همه را می‌خواهد بچرخاند؟!»

    1.  کشف الغمّة، ج 1، ص 525؛ مناقب آل‌أبی‌طالب علیهم السّلام، ج 4، ص 28.
    2. رجوع شود به وقعة الطّف، ص 126.