نقد دیدگاه ظاهری مردم نسبت به حقیقت امامت و ولایت
5حکایتی از دیدگاه سطحی یکی از افراد نسبت به علامه طباطبائی
یک کسی یک بندهخدایی بود هم شوخ بود هم یک خُرده مثلاینکه کم داشت. بعد، [زمان] علامه طباطبائی بود. به او گفتم که برو پیش ایشان استفاده کن! گفت: «بابا، این آدرس خانه را یادش میرود!» آن موقع ایشان یک خُرده نسیان [داشت] و خب حالاتش این بود. میگفت: «توی خیابان من را دیده به من میگوید: ”کوچۀ فلان کجاست؟“ کوچه همین است دیگر! همینکه خانهات اینجاست!» گفت: «این آدرس خانه را بلد نیست میخواهد ملکوت سماوات را به من نشان بدهد؟! میخواهد ملکوت سماوات را به من نشان بدهد؟!» یک خُرده کم دارد بندهخدا، الآن هم هست، خدا حفظش کند. شاید شما بشناسید، هم شوخ است هم یک خُرده... . حالا فرض کنید میگوید: این امامی که توی خانهاش نمیرود، آنوقت میخواهد فرض کنید همۀ ما را هدایت کند! همۀ ما را به کمال [برساند]! اینها همان غربت امام است، غریب بودنش همین است که ما نمیشناسیم امام را، علم نداریم، معرفت نداریم.
تبیین عبارت علامه طهرانی در باب سیر تکاملی امام علیه السّلام
تلمیذ: یک سؤالی داریم خدمت شما.
استاد: بفرمایید.
سؤال: بنا بر این فرمایش حضرت علامه در امام شناسی نسبت به سیر تکاملی امام که میفرماید که باید مجاهدۀ با نفس و عبور از مراتبی بکند،1 حالا ما کاری به سنّ معیّنی نداریم، بالأخره این تدریج دلالت بر این میکند که مراحلی را طی کرده است.
استاد: بله.
تلمیذ: ولی برای این بچۀ پنجساله...؛ در روایت هم داریم که سعد بن عبدالله اشعری وقتی خدمت امام حسن عسکری میرسد، امام زمان صلوات الله علیه روی دامن مبارک پدر نشسته بودند.
استاد: بله. توپی هم [بهدست آن حضرت بود].
تلمیذ: بله، پنجسال هم کمتر بود که جواب سؤالات را میداد! خُب باز بالأخره او بالأخره یک چیزهایی داشته همان زمانها. آیا این مراحلی که باید طی بکند، آن هم با اختیار، آن هم با مبارزۀ با نفس، امام [زمان در آن سنّ طی کرده است]؟
- . رجوع شود به امام شناسی، ج 1، ص 65 ـ 67.

