نقد دیدگاه ظاهری مردم نسبت به حقیقت امامت و ولایت
7تلمیذ: یعنی این سیر طبیعی که امام فرمودند، وصول به حق، هیچ نیازی به مسائل دنیوی نداشته؟
استاد: نهخیر.
تلمیذ: چون نه ازدواج کرده، نه با کسی ارتباط داشته...!
استاد: نه، اصلاً مسئلۀ نفس به اینها کار ندارد، مسئلۀ تربیت و تکامل نفس به اینها مربوط نیست.
تلمیذ: پس ما بیخودی معطّلیم، زن و بچه داریم!
استاد: خُب برای ما و شما خدا اینطور قرار داده. خب، حالا ناراحتید؟ بالأخره از فیض شما یک عده مستفیض بشوند.
تلمیذ: کمال آنها شاید مترتّب بر وجود شوهر میشود، نه شوهر مترتّب بر وجود زن؛ از آنطرف هم هست دیگر، بههر حال او هم باید دلی داشته باشد دیگر.
استاد: بله خب، آن هم هست.
فلسفۀ عدم ازدواج حضرت مسیح علیه السّلام
تلمیذ: چرا در مورد حضرت مسیح میگویند که از این جنبه، چون ازدواج نکرد،1 نقصان دارد؟
استاد: خب، آن کیفیت حضرت این بوده که اصلاً نفس آن حضرت نفسی نبوده که به جنبۀ حیوانیِ بشری تعلق بگیرد. چون انسان حیوان است و نبات است و قوۀ عاقله. حضرت مسیح جنبۀ نباتیه و جنبۀ قوۀ عاقله را داشته، ولی جنبۀ حیوانیه را نداشته. از این نقطهنظر مستجمع همۀ آن اسماء و صفات نمیتواند باشد.
تلمیذ: پس ازدواج ملاک نبوده؟
استاد: نه، همان!
تلمیذ: فقط قابلیت نداشته!
استاد: أحسنت. اگر قابلیت را داشته ازدواج هم میکرد، امکان نداشته نکند. خدا در او این جنبۀ تمایل به تولید را، این چیز را قرار نداده بوده. روحش یکهمچنین حالتی نداشته.2
مثلاینکه اتفاق هم میافتد برای خود انسان در بعضی از اوقات که اصلاً انسان هیچگونه تمایلی ندارد و اصلاً نمیتواند خودش را در این مرتبه نازل کند تا اینکه به این مسائل [متمایل] بشود.
آنکه در بعضی موارد اصلاً امکانش نیست. در بعضی موارد هم مشکل است، باید مجاهدۀ با نفس کرد؛ یعنی فکر را آوردن در این مطالب خودش یک مجاهدۀ با نفس است، تنزّل خودش یک نوع مجاهده است. در بعضی موارد هم امکانش نیست، نمیتواند، اصلاً فکر نمیآید، بخواهد نخواهد نمیآید. حضرت مسیح اصلاً فکرش نمیآمد، دست خودش هم نبود، نهاینکه خدا در اختیارش گذاشته! خب مگر حضرت مسیح عقل ندارد که بیاید بگوید، آنکه راه أصلح است رها کند به راه غیر أصلح بخواهد چیز کند؟! او پیغمبر است، پیغمبرْ معصوم است، مقام عصمت دارد. نقص داشتن نه از نظر اینکه ایراد و عیب دارد! نه، ایراد و عیبی ندارد، پیغمبر که ایراد ندارد. [ولی] نسبت به پیغمبر [خاتم] که مقام جامعیت دارد و امّت پیغمبر نه، او استجماع همۀ جوانب وجودی و کمالات وجودی را ندارد، بله، درست است. حتی نسبت به حضرت موسی هم همینطور، حضرت موسی از آن بالاتر است؛ بله، حضرت موسی از حضرت مسیح بالاتر است.
- رجوع شود به الفقه المنسوب إلی الإمام الرّضا علیه السّلام، ص 370؛ مشکاة الأنوار، ص 127.
- مهر تابان، ص 425:
«تلمیذ: آیا عدم ازدواج حضرت مسیح دلیل بر نقصان نیست؟
علامه [طباطبائی]: دلیل بر نقصان نیست، بلکه دلیلی بر روحیّت و نورانیّت حضرت عیسی بوده است، چون با این نشئه ابداً تماس حاصل نکرد و ازدواج ننمود و سکنیٰ و خانه نگرفت؛ یک موجودیّت خاصّی داشت. ولی حضرت رسول اکرم جامعیّت داشتند، از آثار و خصائص این نشئه بهنحو أوفی برآمدند؛ و بالأخصّ سنّت ازدواج از خصائص رسولالله است.
﴿وَمِنۡ ءَايَٰتِهِۦٓ أَنۡ خَلَقَ لَكُم مِّنۡ أَنفُسِكُمۡ أَزۡوَٰجٗا لِّتَسۡكُنُوٓاْ إِلَيۡهَا وَجَعَلَ بَيۡنَكُم مَّوَدَّةٗ وَرَحۡمَةً إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٖ لِّقَوۡمٖ يَتَفَكَّرُونَ﴾*»
* سوره روم (30) آیه 21. مهر تابان، ص 426، تعلیقه 1:
«و از آیات خدا این است که از خود شما برای شما جفتهایی آفریده است تا در پناه آنان آرامش بگیرید و خداوند بین شما مودّت و رحمت قرار داد، بهدرستیکه در این جهت نشانههایی است برای گروهی که تفکر کنند.»

