
نقد دیدگاه ظاهری مردم نسبت به حقیقت امامت و ولایت
در این جلسه، دیدگاههای سطحی و عامیانه مردم نسبت به حقیقت امامت و ولایت، توسط حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (قدس الله سرّه) نقد و بررسی میشود. ایشان با اشاره به عدم درک صحیح مردم از ولایت کبری، مسئله امامت طفل پنجساله را مطرح کرده و نشان میدهند که چگونه افکار بشری به دلیل محدودیتهای مادی، از درک حقایق روحانی عاجزند. استاد با تمثیلهایی زیبا، از جمله تغییر ظاهر روحانی و تأثیر آن بر دیدگاه مردم، و همچنین حکایتی از دیدگاه سطحی یک فرد نسبت به علامه طباطبائی، به تبیین عمیق این مسئله میپردازند. در ادامه، ایشان به سؤالات پیرامون سیر تکاملی امام و عدم ازدواج حضرت مسیح (ع) پاسخ میدهند و تفاوت میان سیر معنوی ائمه (ع) و انسانهای عادی را روشن میسازند. این درس به مخاطب کمک میکند تا با نگاهی عمیقتر به حقیقت امامت، از دیدگاههای ظاهری و مادی فاصله بگیرد.
نقد دیدگاه ظاهری مردم نسبت به حقیقت امامت و ولایت
8تلمیذ: آن تنزّلی که میفرمایید مجاهده است، در صورتی است که مکلف باشد به آن؟
استاد: بله؟
تلمیذ: تنزّلی که مجاهده است در صورتی است که تکلیف باشد؟
استاد: بله دیگر، چارهای ندارد دیگر، همان «منکه ملول گشتمی از نفس فرشتگان» است دیگر! «قال و مقال عالمی میکشم از برای تو!»1
دیگر امروز خسته شدیم، باید ببخشید. طولانی شد هان؟
تلمیذ: استاد، وقتی این حضرت مسیح که در گهواره میگوید: ﴿إِنِّي عَبۡدُ ٱللَهِ ءَاتَىٰنِيَ ٱلۡكِتَٰبَ﴾؛2 همان وقت کتاب به او داده است؟
استاد: همان وقت! بله، همان وقت! همان وقت حضرت مسیح کتاب را داشت منتها در مقام اجمال بود نه در مقام تفصیل؛ این حالت را در وجودش احساس میکرد که یک چیزی دارد، اما آن در مقام تفصیلش وقتی آمد که دیگر به شکل معیّن و مشخّص و جزئیجزئی و همینطور مفصّل آمد. میگوید: ﴿وَجَعَلَنِي نَبِيّٗا﴾؛3 الآن من پیغمبرم، همین الآن پیغمبرم، همین الآن که من در گهواره هستم الآن پیغمبرم، سؤال کنید از من به شما بگویم! منتها خب الآن مأمور نیستم، وقتش برای موقع بهاصطلاح مشخّص.
عجیب است ها! میگوید: ﴿وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا أَيۡنَ مَا كُنتُ﴾؛4 «مرا موجب خیر و برکت قرار داده هر کجا میخواهم باشم!»
تلمیذ: در زمان ظهور ممکن است آن قوای حیوانیت بیاید در حضرت مسیح؟
استاد: نمیدانم، حالا إنشاءالله ظهور بشود.
تلمیذ: ایشان یک آبجی دارد که میخواهد شوهر بدهد!! (مزاح و خطاب به یکی از حضّار)
استاد: مسئله فرقی نمیکند، مسئلۀ ظهور و غیر ظهور فرقی نمیکند. نه!
تلمیذ: بههر حال [در آن حد] قرار بگیرد و شأنیّت برایاینکه به مقام مستجمع جمیع صفات، نسبت به اسماء و صفات برسد، در آن محقق میشود؛ پس چطور با این فرمایشی که شما کردید، بیان کردید [جمع میشود]؟
استاد: نمیشود، نه. شاید همینطور بماند، دلیلی نیست؛ اگر قرار بوده بشود خُب همان موقع میشد، اینقدر زنهای خوب همان موقع بودند! چرا نرفت بگیردشان؟ التفات کردید؟ حالا ما نمیدانیم حضرت، امام زمان کاری بکند، ما هم خبر [که نداریم]، ما که چه میدانیم! ما که خبر نداریم. ولی بهحسب ظاهر نباید فرقی بکند قضیه.
- دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 411:
منکه ملول گشتمی از نفس فرشتگان *** قال و مقال عالمی میکشم از برای تو - سوره مریم (19) آیه 30. ترجمه:«همانا من بندۀ خاصّ خدایم که مرا کتاب آسمانی عطا فرموده است.» (محقق)
- سوره مریم (19) آیه 30. ترجمه:«و مرا پیامبر قرار داده است.» (محقق)
- سوره مریم (19) آیه 31.
- دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 411:
