
اعمال عمرۀ مفرده و اسرار آن
تبیین مناسک عمره و توضیح اماکن مکه و مدینه
اعمال عمرۀ مفرده و اسرار آن
21اَبیارِ علی
یک جای دیگری هم هست؛ آنجا را هم اگر فرصت کردید بروید، خیلی بهتر است: «ابیار علی».1 «ابیار» جمع «بئر»2 است؛ یعنی چاه. امیرالمؤمنین دو سه چاه بیرونِ مدینه کنار مسجد شجره درست کردند. تا مسجد شجره پانصد متر یا سیصد متر فاصله است. که این آبهای شربی که الآن میآورند مدینه، مال «ابیار علی» است. قبلاً سنگ داشته و رویش نوشته شده بوده؛ سعودیها سنگ را انداختند در چاه و از بین بردند؛ الآن دیگر نمیشود آن چاهها را دید؛ ولی ما سابق میرفتیم میدیدیم؛ حتی یک دفعه با آقای ... رفتیم، خود چاهها پیدا بود که سه چاه است؛ البته چاههای دیگر هم زدهاند، ولی آن چاههایی که مربوط به امیرالمؤمنین بود مشخص بود. و بعد هم ما با آقا ... رفتیم، آنها [بود،] اما در دو سفر قبل که رفته بودم، دیدم دورش را بستهاند؛ ولی منطقه و آن چهاردیواری که آن چاهها آنجاست، میشود رفت و دید. علیکلحال، اگر وقتتان و حالتان کشید، اینجا هم از جاهایی است که جزو خاطرات و جاذبههای تاریخی است.
در مدینه خودتان را جای افراد زمان صدر اسلام بگذارید
مرحوم آقا [علامه طهرانی] سفارش میکردند که «انسان در مدینه فقط به رسول خدا صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم فکر بکند؛ به وضعیتش، موقعیتش؛ خودش را جای افراد در آن زمان بگذارد، وضعیت [خودش] را [در آن حالوهوا] بگذارد.»
حالات آیتالله طهرانی در زیارت مسجدالنّبی
در مدینه، انسان تاریخ و واقعیّات صدر اسلام را میبیند
من اتفاقاً در همین سفر اخیر، یک ماه، یک ماه و نیم پیش بود که مشرّف [شده] بودیم، شبها در همان صحنی مینشستم که گفتم زیر آسمان [و بدون سایهبان] بود و قسمت جلو سمت چپ، حرم پیدا بود؛ خیلی این قضیه برای من جالب و مُعجِب بود، که انگار واقعاً این جریاناتی که در سابق پیدا شده، همه مجسّم بود. [میدیدم که] این ستون، همان ستونی بود که حضرت زهرا آمد؛ این ستون، امیرالمؤمنین را آوردند که از او بیعت بگیرند؛ این ستون چه بود... . انگار همین جلوی من، دهپانزدهمتری من، بیستمتری من، این قضایا همه انجام شده بود. برای من خیلی جالب بود که انسان احساس میکرد که با تاریخ بستگی دارد، از تاریخ جدا نیست؛ انگار خودش را تصور میکرد: «اگر در چنین وضعیتی بودیم، چه میکردیم؟»
- جمعِ «بئر»؛ چاهها. (محقق)
- چاه. (محقق)
