
حقیقت ولایت و توسل به سیدالشهدا علیه السّلام
حقیقت ولایت و توسل به سیدالشهدا علیه السّلام
حقیقت ولایت و توسل به سیدالشهدا علیه السّلام
9یکی از رفقا تعریف میکرد میگفت در آن ایام خود مرحوم آقا خیلی به این جهت خیلی علاقه داشتند به این مسئله خیلی عجیب. در آن ایامی که ظاهراً روز هفت بود که برای ایشان یا روز سالی بود، سال گرفته بودند برای ایشان. یک شخصی که ارتباطی دارد با ما و اینها او میگفت من نشسته بودم داشتم میدیدم خب قرآن خوانده میشد و اینها میگفت هیچ مسئله نبود همینکه روضه شروع شد یکمرتبه دیدم حضرت آقا آمدند و روی بالکن نشستند و خودشان با عزادارها شروع کردند به سینه زدن. یعنی این خیلی عجیب است ها یعنی قرآن خوانده شد، نمیدانم صحبت شد شعر خوانده شد اینها ولی حساب عزاداری یک حساب دیگر است مسئله فرق میکند.
در تمام آن ایامی که در آنجا بود افراد برای ما نقل میکردند که میدیدند همین که موقع عزاداری میشد یکدفعه مرحوم آقا حضور پیدا میکردند میدیدند خب میدیدند دیگر. خب این حکایت از چه میکند؟ حکایت از این میکند که این حقیقت یک حقیقت زنده است که باید ما به دنبال این حقیقت برویم. در صحبتهایمان باید دنبال این مسئله برویم به اینطرف و آنطرف نباید فکر کنیم این چه کرد و آن چه کرد و فلان از این حرفهای هزارتاش یک غاز هم ارزش ندارد. به دنبال سیدالشهدا باید برویم. به دنبال مکتبش باید برویم. به دنبال پیروی کردن از او باید برویم. مجلس صرفاً مجلس عزاداری و سینهزنی نیست. این را رفقا اطلاع دارند از مرام و مکتب ایشان.
من یادم است در همان زمان سابق وقتی در ایام عاشورا از مسجد قائم دستۀ سینهزنی میرفت بیرون هم در روز تاسوعا هم در روز عاشورا دستۀ [سینهزنی] میرفت بیرون. بعضی از سالها آن نوحهای که در مسجد خوانده میشد و آن دستۀ سینهزنی حرکت میکرد آن نوحه نوحۀ جانداری بود، نوحۀ جاندار با روح، تکاندهنده مرحوم آقا خوششان میآمد. میگفتند: امروز فلانی خدا حفظ کند همان مرشد [اکبر] حفظهاللَـه که حیات دارد و الان هم توفیق خدمتگزاری اهلبیت نصیبش شده آقا مرشد اکبر میگفتند: امروز خوب نوحهای خواند. یادم است یک سال خیلی وقت پیش این قضیه برای فرض کنید که 35 سال پیش در نظرم میآید این نوحه را خوانده بود:
