اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت تکوینی ملائکه

ولایت تکوینیِ ملائکه، و همانندیِ انسان و جن و شیطان با ملائکه، در استفاده از اسماء و صفات الهی

0

ولایت تکوینی فرشتگان، موضوع دومین جلسه از سخنرانی‌های آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که دربارۀ «ولایت تکوینی» برگزار شده‌اند. ایشان می‌فرمایند هر رویداد عالم دنیا، معلول علتی در عالم ملکوت است؛ و خداوند به تناسب هر پدیده، از میان صفات خود، صفات خاصی را بروز می‌دهد. خداوند این امکان را به ملائکه داده است که با استفاده از اسماء و صفات الهی، تصرفاتی در عالم انجام دهند. آنچه به نظر می‌رسد نکتۀ اصلی این سخنرانی باشد، این است که قدرت تصرّف تکوینی، به فرشتگان اختصاص ندارد، و ارادۀ خداوند به این تعلق گرفته است که انسان (به‌ویژه انسان کامل) و جن و شیطان نیز به‌قدر ظرفیت خود بتوانند از اسماء و صفات پروردگار استفاده کنند؛ اما این به‌معنای تفویض امورِ عالَم به آنان نیست؛ بلکه استاد آیت‌الله طهرانی تصریح می‌کنند که زمام تمام امور هستی فقط و فقط در دست پروردگار متعال، و منشأ همۀ قدرت‌ها مشیّت و قدرت خداوند است.

ولایت تکوینی ملائکه

4
  • البتّه گاهی اوقات ممکن است انسان به‌وسیلۀ غضب [ظاهراً] مسئله را حل کند! این را می‌توان در مورد برخی از مسائل اجتماعی متصور شد! اما مسائل دشواری مانند مسائل ریاضی، حساب، هندسه و مشکلات تجاری و معاملات [اقتصادی] را با غریزۀ غضب حل می‌کند؟! یا اینکه انسان به مکانی آرام و بدون سروصدا می‌رود و مثلاً [به اطرافیانش] می‌گوید: «هر کس تماس گرفت، بگویید او در اطاق خودش مشغول کار است»، و تمامی درها را می‌بندد و برای متمرکز کردن ذهن خود تلاش می‌کند تا آنکه به راه حل مشکل برسد؟! بنابراین، انسان این مسائل را با غریزۀ فکر و عقل حل می‌کند.

  • در مورد سایر غرائز نیز قضیّه به همین شکل است؛ مثلاً ما با غریزۀ حبّ نفس و جلب منفعت برای خود، به حیات و زندگی ادامه می‌دهیم. یعنی از آنجا که ما خود را دوست داریم و بقای خود را دوست داریم، به همین دلیل هر کاری انجام می‌دهیم تا برای خود جلب منافع کنیم و آنچه برای ادامه و استمرار حیات برایمان فایده دارد، به دست آوریم. [بنابراین] ما نه با غریزۀ خشم و غضب، بلکه از روی غریزۀ حبّ نفس این کار را انجام می‌دهیم. به همین ترتیب، اگر شخصی با یک امر نفسانی و شهوانی روبه‌رو شد، با غریزۀ عقل یا غضب در مورد آن اقدام نمی‌کند؛ زیرا قهر و غضب با این مقام تناسبی ندارد.

  • همچنین، اگر انسان با دشمن روبه‌رو شود، با غریزۀ رأفت، رحمت و محبت با او تقابل نمی‌کند، بلکه با قهّاریت و غضب و از طریق غریزۀ جلب منافع و دفع مَضرّات از خود با او برخورد می‌کند. [پس] در هر موقعیتی [برحسب اقتضای آن موقعیت] انسان باید از ابزارهایی که در نهاد او به ودیعه گذاشته شده است بهره‌مند شود؛ ابزارهایی مانند عقل و شهوت و قهر و غضب، رحمت و عطوفت، حبّ نفس و هم‌نوع‌دوستی.1

  • همچنین این غرائز و ابزارها با یکدیگر تداخل ندارند؛ مگر در برخی موارد و تا حدّ خاصی. مثلاً انسان این امکان را دارد که حتی وقتی از غریزۀ غضب استفاده می‌کند، از عقل خود نیز بهره ببرد. وقتی انسان عاقل بخواهد از غریزۀ زور و غضب استفاده کند، به همراه آن از غریزۀ عقل نیز استفاده می‌کند؛ در غیر این‌صورت مانند دیوانگان خواهد شد و هر کاری را انجام خواهد داد و ممکن است فردی را تا حدّ مرگ کتک بزند یا حتی به قتل برساند.

    1. انسان همۀ انسان‌های دیگر را دوست دارد، زیرا در انسانیت و همچنین در امور دیگر با آنها اشتراک دارد.