ولایت تکوینی انبیاء و ائمه علیهمالسلام
15همینطور اگر خداوند متعال بخواهد ارواح مؤمنین و کفار را قبض کند، از «قابضالأرواح» استفاده میکند. قابضالأرواح، عزرائیل یا فرشتگانیاند که تحت فرمان عزرائیل هستند: ﴿الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ﴾.1 پس خداوند متعال از اسم «قابض» و «مُمیت» استفاده میکند، اما بهواسطۀ عزرائیل؛ یعنی عزرائیل واسطۀ میان استفادۀ این اسم و تحقق خارجی آن است.
ما قائل به همین مسئله برای امام علیه السّلام هستیم. نفس امام علیه السّلام و ولایتی که در او تحقق دارد، واسطۀ بین اسماء الهی و مخلوقات است؛ همانطور که روایات به این مسئله اشاره و بلکه تصریح دارند.
در نتیجه اگر قابض ارواح بخواهد جانی را بستاند، باید به نفس امام علیه السّلام رجوع کند و از او استمداد کند. فرشتگان عذاب اگر بخواهند کسی را عذاب کنند، باید به نفس امام علیه السّلام رجوع کنند و از نفس امام مدد بجویند. این امام علیه السّلام است که فرشتگان را قادر میسازد که این کار را تحقق ببخشند. نفس امام علیه السّلام ملائکۀ رحمت را بر ایجاد رحمت در عالم خارج قدرت میدهد. در زمان ما حضرت حجت بن الحسن المهدی عجّلَ اللهُ تعالیٰ فرجَه و جعلَنا مِن شیعتِه و مَوالیهِ و الذّابینَ عنه، واسطۀ بین پروردگار و ملائکه است. یعنی الآن ملائکۀ قبض ارواح، بهواسطۀ امام زمان علیه السّلام میتوانند قبض روح کنند؛ فرشتگان حیات، فرشتگان رزق و غیره، همگی بهواسطۀ امام زمان علیه السّلام [میتوانند وظایفشان را انجام دهند].
به عبارتی، ولایت تکوینی عبارت است از وساطت بین ذات پروردگار و اسماء الهی، و کیفیت تنزّل و کیفیت تعیّن این اسماء در عالم خارج. این دربارۀ ولایت تکوینی بود. اما در اینجا مطالبی وجود دارد [که لازم است مورد بحث قرار گیرد]:
اولاً آیا در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که ولایت تکوینی را نفی کند یا خیر؟
ثانیاً نحوۀ جمع بین این آیات چگونه است؟ آیا هر چیزی که در قرآن نیامده است قطعاً وجود ندارد و منتفی است و باید هر چیزی بهطور دقیق و خاص در قرآن ذکر شده باشد؟
- سورۀ نحل (16) آیۀ 28 و 32. معادشناسی، ج 10، ص 122:
«آنان که چون فرشتگانِ قبض روح، روح آنان را بگیرند و بمیرانند.»
- سورۀ نحل (16) آیۀ 28 و 32. معادشناسی، ج 10، ص 122:

