اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت تکوینی انبیاء و ائمه علیهم‌السلام

چگونگی جمع میان ارادۀ خدا و تصرّف واسطه‌های مشیّت الهی

0

ولایت تکوینی انبیاء و ائمه علیهم‌السلام، موضوع سومین جلسه از ‌سخنرانی‌های «ولایت تکوینی» است که در لبنان برگزار گردیده است. در این جلسه آیت‌‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا این اشکال را پاسخ می‌دهند که بعضی آیات، امر را مختصّ خدا می‌دانند (مانند ﴿إِذَا أَرَادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ﴾) و بعضی آیات به وجود عواملی تصریح می‌کنند (مانند ﴿الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ﴾)؛ جمع میان این آیات این است که تصرّف واسطه‌ها، در طول ارادۀ پروردگار و با اذن اوست و هیچ قدرتی مستقل از قدرت الهی نیست. ایشان سپس به توضیح «اختیار انسان» با وجود «ارادۀ الهی» می‌پردازند؛ که انسان ولایت تکوینی دارد، اما این ولایت، غیرمستقل از خداوند است. آیت‌الله طهرانی در ادامه، پس از بیان معنای «اذن» در ﴿وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي﴾، به این نکته می‌پردازند که باور عامۀ مردم، امکان ولایت تکوینی ائمه را نمی‌پذیرد؛ اما با استناد به ولایت آصف بن برخیا، ولایت ائمه و امکان ولایت شیعیان را اثبات می‌نمایند.

ولایت تکوینی انبیاء و ائمه علیهم‌السلام

4
  • پس چرا ارادۀ خدا به شهادت امام حسین تعلق گرفته بود؟! اگر ارادۀ الهی همان‌طور که به کشته شدن اسماعیل سلام الله علیه تعلق نگرفته بود، به شهادت امام حسین علیه السّلام نیز تعلق نمی‌گرفت، پس می‌بایست در روز عاشورا هم همان اتفاق [با نبُریدنِ شمشیرها] می‌افتاد. اما می‌بینیم که امام حسین علیه السّلام مانند سایر افراد به شهادت رسید و مصائب و محنت‌ها بر او وارد گشت و سر مبارکش بریده شد.

  • عدم تنافی اختیار قاتلان سیدالشهدا با ارادۀ خدا بر قتل حضرت

  • انسان باید در این مواقف با خود تأمل کند که گرچه ارادۀ پروردگار به شهادت امام علیه السّلام تعلق گرفته بود، اما آیا این اراده بدون اختیارِ قاتلان امام علیه السّلام، به شهادت حضرتش تعلق گرفته بود؟ خیر! بلکه با انتخاب آنها بود! مسئلۀ مهم این است.

  • این‌گونه نیست که ارادۀ پروردگار [به وقوع امری] بدون اختیار افراد تعلق بگیرد، که گویی افراد مانند چوب و آهن و دیوار باشند! نه! خداوند می‌بیند که این افراد [در عین اینکه] دارای اختیارند، مصمّم [به قتل امام علیه السّلام هستند] و شهادت امام حسین علیه السّلام در روز عاشورا هم باعث ترفیع مقام امام علیه السّلام است [پس در عین اختیار آنان، ارادۀ خداوند بر این مسئله تعلق گرفته است].

  • هنگامی که امام علیه السّلام از مدینه خارج شدند، برخی از برادران و اصحاب از ایشان سؤال کردند: «چرا از مدینه خارج می‌شوی؟! چرا به مکّه مهاجرت می‌کنی؟!» حضرت فرمودند: «إنّ اللهَ أرادَ أن یَرانی قَتیلًا؛ خدا می‌خواهد مرا [در این راه] کشته ببیند.» آنها گفتند: «پس چرا خانواده‌ات را با خودت می‌بری؟!» حضرت فرمودند: «إنّ اللهَ أرادَ أن یَراهُنَّ سَبایا؛1 خدا می‌خواهد اینها را اسیر ببیند.» یعنی ارادۀ پروردگار به قتل من [و اسارت خانواده‌ام] تعلق گرفته است.

  • همچنین در روایت دیگری از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم آمده است: «یا حسینُ، إنّ لَکَ عندَ اللهِ لَدَرَجَةً لا تَنالُها إلّا بِالشَّهادَة2

  • بنابراین شهادت امام علیه السّلام ضرری به حال او ندارد؛ بلکه باعث اعتلای مرتبه و جایگاه اوست؛ به‌طوری‌که شفیع همۀ امت می‌شود. این مقام همان مقامی است که امام علیه السّلام باید با شهادت به آن برسد و خداوند متعال این مصائب را برای او اختیار کرده است؛ مصائبی که همۀ آنها از نظر امام علیه السّلام خوب و پسندیده بود و برای معاندان و قاتلانِ حضرت، زیان و خسران.

    1. اللهوف، ص 63:
      «عن أبی عبدِ اللهِ علیه السّلام قال: سارَ محمدُ بنُ الحنفیّة إلَی الحسینِ علیه السّلام فی اللیلةِ الّتی أرادَ الخروجَ صَبیحَتَها عن مکَّةَ... فقالَ له: ”یا أخی! أ لم تَعِدنی النّظرَ فیما سألتُکَ؟“ قالَ: ”بلی!“ قال: ”فما حَداکَ علی الخروجِ عاجلًا؟!“ فَقالَ: ”أتانی رسول الله صلّی الله علَیه و آله و سلّم بعدَ ما فارَقتُکَ؛ فقالَ: یا حسینُ! أُخرُج فإنَّ اللهَ قد شاءَ أن یراکَ قتیلًا!“ فقالَ له ابنُ الحنفیّةِ: ”﴿إنّا لِلّهِ و إنّا إليه راجِعون﴾ ! فما معنیٰ حملِکَ هؤلاءِ النّساءَ معَکَ و أنت تَخرُجُ علیٰ مثلِ هذه الحال؟!“ قالَ: فقالَ له: ”قد قالَ لی: إنّ اللهَ قد شاء أن یَراهُنَّ سَبایا.“ و سلّم علیه و مَضیٰ.»
    2. الأمالی، شیخ صدوق، ص 152؛ مقتل الحسین علیه السّلام، خوارزمی، ج 1، ص 247 و 271. با قدری اختلاف در مصادر.