ولایت تکوینی ائمه علیهمالسلام و شیعیان
11با این تفاسیر، آیا پیامبر یا امام قادر بر زنده کردنِ موجودات نیست؟! آیا این مسخره نیست؟! درحالیکه میبینیم [مؤمنین این قدرت را دارند] و داستانهای بسیار زیادی از این قبیل وجود دارد.1 دربارۀ احوالات این شخصِ جلیل کتابی تألیف شده است که نمیدانم آیا به عربی ترجمه شده است یا نه؛ ولی به زبان فارسی وجود دارد.2 و همچنین بسیاری از اشخاص دیگر مانند او [چنین قدرتی دارند]. داستانهایی که ما دربارۀ آیتالله قاضی و بسیاری از بزرگان، علما و اولیا شنیدهایم نیز از همین قبیل است.3 این مسئلۀ عادی و سادهای است و خدا این قدرت را در وجود آنها قرار داده است و در ائمه علیهم السّلام بالاتر از آن را قرار داده است؛ [لذا] ائمه [نیز] بر این [مسئله] سیطره دارند.
علم غیب، شأنی از شئون ولایت تکوینی
اما در خصوص علم غیب [باید بگوییم که] این مسئله از ولایت تکوینی سادهتر است؛ چراکه ولایت تکوینی شئون مختلفی از قبیل قدرت و اَفعال خارجی دارد، و یکی از این شئون عبارت است از اطلاع امام علیه السّلام یا اطلاع شخص نسبت به حوادث و مسائل خارجی.
آیات دال بر دسترسیِ افرادِ دارای ولایت تکوینی به علم غیب
و همانطور که در آیات شریفه هم به آن اشاره شده است، پیامبران علیهم السّلام از مسائل غیبی اطلاع داشتند؛ مثلاً حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السّلام، از آنچه افراد در نفس خود پنهان میداشتند یا در خانههایشان ذخیره میکردند، به آنها خبر میداد.4
﴿عَالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً﴾؛5 این آیه تصریح میکند که خداوند این قدرت را به دیگری، مانند رسول (پیامبر) و غیر او عطا میکند.
پاسخ به شبهۀ «منافات داشتن علم غیب با بشر بودنِ اولیای الهی»
آیاتی که برای نفی علمِ [غیبِ] امام علیه السّلام یا شخص دیگر ممکن است مورد استناد قرار بگیرند، آیاتی هستند که اشاره میکنند پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلم و سایر انبیاء، مانند سایر افراد بشر هستند؛ [مانند آیۀ] ﴿إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ﴾.6و7 بله [این صحیح است] ولی [همانطور که] ما در جلسات گذشته گفتیم، بشر بودن با این امور منافاتی ندارد؛ همانطور که ملائکه با اینکه از جنس فرشته و از بندگان خدا هستند، قدرت اطلاع از غیب را دارند. بشر بودن یک مسئلۀ خارجی و مادی است و منافاتی [با اطلاع از غیب] ندارد. مهم این است که پروردگار به این بشر این قدرت را میدهد و با این قدرت او میتواند آینده و گذشتهاش را ببیند.
- نشان از بینشانها، ص 88:
«آقای ظفرالسّلطان که از محترمین نهاوند بودند نقل نمودند:
خدمت حضرت شیخ [حسنعلی نخودکی اصفهانی] مشرّف شدم؛ عرض کردم: ”عروسم اولاد ندارد و چون که تخمدان او را برداشتهاند، دکترها میگویند حامله نمیشود.“ ایشان فرمودند: ”تو برای پسرت اولاد میخواهی؛ چهکار داری عروست تخمدان دارد یا ندارد؟!“ و بعد دعایی دادند و چند دانه خرما و خداوند به آنها چندین اولاد عنایت فرمود!» - کتاب نشان از بینشانها، در احوالات مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی رحمة الله علیه.
- رجوع شود به تعلیقه 5 از ص 14 از همین مجلس.
- سورۀ آلعمران (3) آیۀ 49:
﴿أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللَهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ في بُيُوتِكُمْ إِنَّ في ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ﴾.
امامشناسی، ج 1، ص 145:
«من برای شما از خدا، نشانه و علامتی بر پیغمبری خود آوردهام: من از گِل برای شما پرندهای میسازم، سپس در او میدمم به اذن خدا، به پرواز درمیآید؛ و من کور مادرزاد را شفا میدهم، و مرض پیسی را شفا میدهم، و مردگان را زنده مینمایم به اذن خدا، و از آنچه خوردهاید و در خانههای خود ذخیره نمودهاید بهشما خبر میدهم؛ اگر حاضر برای ایمان آوردن شوید، در این کارهاییکه میکنم نشانه و علامتی است از صدق دعوای من.»
همچنین رجوع شود به سورۀ مائده (5) آیۀ 110. - سورۀ جن (72) آیۀ 26 و 27. امامشناسی، ج 12، ص 13:
«خداوند عالم به تمام غیب است و بس، پس برغیب خود هیچکس را واقف نمیگرداند مگر آن رسولی را که بپسندد و انتخاب و اختیار نماید، که در اینصورت در پیش رو و در پشت سر آن رسول (از فرشتگان خود) محافظ و پاسدار میگمارد.» - سورۀ ابراهیم (14) آیۀ 11. امامشناسی، ج 7، ص 271:
«ما نیستیم مگر بشری همانند شما.» - همچنین: سورۀ أنعام (6) آیۀ 50:
﴿قُل لَّآ أَقُولُ لَكُمۡ عِندِي خَزَآئِنُ ٱللَهِ وَلَآ أَعۡلَمُ ٱلۡغَيۡبَ﴾. امامشناسی، ج 12، ص 17:
«بگو: من به شما نمیگویم که در نزد من خزانههای خداوند است و نهاینکه غیب را میدانم.»
سورۀ أعراف (7) آیۀ 188:
﴿قُل لَّآ أَمۡلِكُ لِنَفۡسِي نَفۡعٗا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَهُ وَلَوۡ كُنتُ أَعۡلَمُ ٱلۡغَيۡبَ لَٱسۡتَكۡثَرۡتُ مِنَ ٱلۡخَيۡرِ وَمَا مَسَّنِيَ ٱلسُّوٓءُ إِنۡ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٞ وَبَشِيرٞ لِّقَوۡمٖ يُؤۡمِنُونَ﴾. امامشناسی، ج 17، ص 18:
«بگو: من بههیچوجه مالک و صاحباختیار منفعتی و یا ضرری برای خودم نیستم، مگر آنچه را که خدا بخواهد و اگر من اینطور بودم که از غیب و پنهان علم و اطلاع داشتم، البتّه خیر و خوبی را برای خودم زیاد میکردم و به من گزندی و بدیای نمیرسید. من نیستم مگر ترساننده و بشارتدهنده برای گروهی که ایمان میآورند.»
سورۀ أحقاف (46) آیۀ 9:
﴿قُلۡ مَا كُنتُ بِدۡعٗا مِّنَ ٱلرُّسُلِ وَمَآ أَدۡرِي مَا يُفۡعَلُ بِي وَلَا بِكُمۡ إِنۡ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَيَّ وَمَآ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٞ مُّبِينٞ﴾. امامشناسی، ج 17، ص 18:
«بگو اى پيغمبر: من در ميان رسولان و پيامبران، اوّلين پيغمبرى نيستم كه ادعاى رسالت نموده باشم. و من نمىدانم كه خداوند با من و شما چه خواهد كرد [و پايان كار به كجا خواهد انجاميد]. من متابعت نمىكنم مگر از آنچه به من وحى مىشود و من نيستم مگر ترسانندهاى آشكارا [كه خودش و گفتارش صريحاً مردم را از عواقب وخيم برحذر مىدارد].»
- نشان از بینشانها، ص 88:

