اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ولایت تکوینی ائمه علیهم‌السلام و شیعیان

پاسخ به شبهات ولایت تکوینی و اثبات ولایت ائمه و شیعیان

0

موضوع این سخنرانی پاسخ به شبهات ولایت تکوینی و اثبات ولایت تکوینیِ ائمه علیهم‌السلام و شیعیان است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به این شبهات پاسخ می‌دهند: 1. آیا معنای ولایت، رفع نقص است؟ 2. چه نیازی هست که خداوند، ائمه را واسطۀ اجرای امور قرار دهد؟ 3. آیا علم غیب با بشر بودنِ اولیاء الهی منافات ندارد؟ 4. با توجه به آیۀ ﴿لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ...﴾ چگونه می‌گوییم پیامبر علم غیب دارد؟ 5. آیا روایات ولایت تکوینی با آیات قرآن تعارض ندارند؟ ایشان در اثنای پاسخ‌ به این سؤالات، به نقل و بررسی روایات دال بر ولایت تکوینیِ ائمه می‌پردازند و برتری ائمه از تمام خلایق را با دلایل نقلی اثبات می‌کنند و می‌فرمایند که شیعیان نیز می‌توانند در دسترسی به ولایت تکوینی و علم غیب به ائمه ملحق ‌شوند و شواهد مسئله را بیان می‌کنند. در پایان می‌فرمایند که علم غیب از شئون و لوازم ولایت تکوینی است؛ همچنین ولایت تکوینی نیز از ملزومات وصول به کمال است.

ولایت تکوینی ائمه علیهم‌السلام و شیعیان

8
  • امکان لحوق شیعیان به ولایت تکوینی ائمه علیهم السّلام

  • و ما نیز می‌توانیم به این مرتبۀ امام علیه السّلام برسیم که به اراده و اذن خداوند متعال قدرت بر ایجاد و خلق اشیا دارد؛ [معجزاتی] مانند ردّالشمس1 و شقّ‌القمر2 و سخن گفتن با درختان3 و سایر معجزاتی که از ائمه علیهم السّلام شنیده‌ایم و دیده‌ایم و در کتاب‌ها خوانده‌ایم4 و همۀ آنها صحیح است و هیچ شک و اختلافی در آنها نیست؛ بلکه ما حتی از افراد مؤمن و متقی در زمان حاضر خود هم بعضی از این مسائل را دیده‌ایم؛5 حال چطور امام علیه السّلام نتواند این‌گونه عمل کند و چگونه ما این مسئله را برای امام علیه السّلام منکر می‌شویم؟!

  • ما حتی در خصوص علم غیب هم می‌گوییم که این مسئله [برای امام علیه السّلام] پیش‌پاافتاده است؛ همان‌طور که خداوند در خواب و رؤیا ما را از مسائل آینده باخبر می‌کند. چگونه علم غیب را برای امام علیه السّلام انکار می‌کنیم؟! چگونه است که می‌گوییم امام علیه السّلام مانند سایر افراد عادی است و علم غیب نمی‌داند و از آن اطلاع ندارد؟! با اینکه ما این را از افراد عادی و حتی از هندوها هم می‌بینیم و می‌شنویم! هندوها می‌توانند چنین کنند ولی امام نتواند؟! این واقعاً خنده‌دار است! [کسانی که چنین می‌گویند] واقعاً چه منظوری دارند؟! این مسئله از مسائل عادی است!

  • مسئله در خصوص ولایت تکوینی این است که هیچ دلیل عقلی در نفی ولایت امام علیه السّلام با ولایت خداوند متعال وجود ندارد.

  • عینیّت ولایت ائمه با ولایت پروردگار و عدم تنافی با آن

  • البتّه این باطل است که [قائل شویم] همان‌طور که خداوند متعال در خلق اشیا و تدبیر عالم دارای ولایت است، ولایتِ پیامبر یا امام علیه السّلام هم در کنار و عرض ولایت خداوند قرار دارد. این قطعاً و کاملاً باطل است و این شرک و کفر نسبت به پروردگار می‌باشد.

  • بلکه ما می‌گوییم که ولایت در عالم، ولایت واحدی است و این ولایت از خداوند متعال نشئت گرفته است و خداوند آن را در نفس امام علیه السّلام جاری کرده است؛ پس آنچه امام علیه السّلام انجام می‌دهد نفس ولایت خداوند است و خارج از آن نیست و او نمی‌تواند با پروردگار مخالفت کند. امام علیه السّلام یا پیامبر به مرتبۀ بندگی رسیده است؛ به‌نحوی که در نفس خود اصلاً استقلالی در برابر پروردگار نمی‌بیند و خود را در عرض خدا مشاهده نمی‌کند و ارادۀ خود را ارادۀ مستقلی در کنار ارادۀ پروردگار نمی‌یابد.

    1. الکافی، ج 4، ص 562؛ من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 203.
    2. الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 142؛ إعلام الوری، ج 1، ص 84؛ البدایة و النّهایة، ج 3، ص 118 ـ 122.
    3. بصائر الدّرجات، ص 253؛ الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 593.
    4. جهت اطلاع پیرامون معجزات رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلم، رجوع شود به الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 21 ـ 170، مجموعاً 260 معجزه؛ بحار الأنوار، ج 17، ص 225 ـ 421، باب جوامع معجزاته صلّی الله علیه و آله و سلم، مجموعاً 143 معجزه.
      جهت اطلاع از معجزات امیرالمؤمنین علیه السّلام رجوع شود به الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 171 ـ 235، جمعاً 78 معجزه.
      هم‌چنین جهت اطلاع بیشتر بر معجزات ائمه معصومین علیهم السّلام رجوع شود به الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 21 ـ 484 و ج 2، ص 792 ـ 874؛ نوادر المعجزات؛ عیون المعجزات؛ إثبات الهداة بالنّصوص و المعجزات؛ مدینة معاجز الأئمّة الإثنی عشر.
    5. به‌عنوان نمونه رجوع شود به معادشناسی، ج 1، ص 100 ـ 110 و 230 ـ 233؛ روح مجرّد، ص 557؛ مطلع انوار، ج 2، ص 30 ـ 36 و ص 166، تعلیقه.