
سیره و ممشای امام زمان علیه السّلام
و پاسخ به شبهات مربوط به ولایت و عرفان
سیره و ممشای امام زمان علیه السّلام
15معرفت و توحید، طریق امام علیه السّلام
خلاصۀ سخن آنکه: راه امام علیه السّلام راهی است که در آن معرفت خداوند است و این راه انسان را به بالاترین مراتب کمال که همان توحید است، میرساند. این راه، راهی است که روایات و آیات قرآن ما را به آن میرساند و تشویق میکند؛1 مانند خطبههایی از نهج البلاغة که در اوصاف متقین آمده2 و همچنین روایات دیگری از ائمه علیهم السّلام که انسان را بهسوی معرفت خداوند متعال و بهسوی توحید و کمال تشویق میکند. این است راه امام علیه السّلام.
لذا هرکس که به این راه نزدیک بود، برحسب میزان نزدیک بودنش مراتبی دارد؛ و هر کس که از آن دور بود، بر انسان است که از او دوری کند.
این خلاصهای بود که در جواب این سؤال عرض شد و البته بنده کمی مطلب را باز کردم تا جوانان و برادران بدانند که هر شخص معمّم و عالم دینی موافق شریعت نیست.
همانطور که عرض کردم: یک عالم دینی ولایت تکوینی و علم غیب امام علیه السّلام را نفی میکند، عالم دیگری یکی از اصول اوّلیه و ابتدائی شیعه را کنار گذاشته و اتّهامی را که بر عمر وارد است نفی میکند، یک عالم دیگر صحت زیارت عاشورا را انکار کرده و عالم دیگری هم در این کشورها ـ همانطور که شما بهتر از من میدانید ـ اصلاً مبانی شیعه را منکر میشود و از اهلسنت دفاع میکند، انگار که واقعاً خودشان از اهلسنت هستند و از آنها حقوق و مسائلی به ایشان میرسد! ظاهراً مسئله به این شکل است و انسان نمیتواند اعمال و تصرّفات و سخنان آنها را توجیه کند.
چطور ممکن است که یک عالم شیعی تمامی روایات و همۀ اصول و عقاید شیعه را انکار کند و زبان به مطالبی باز کند که دشمن از طرح آنها خشنود میشود؟! چطور این عالم به خودش اجازه می دهد که چنین مطالبی بگوید؟!
معرفت امام علیه السّلام، فقط از مسیر توحید و عرفان
- رجوع شود به سوره مائده (5) آیه 105؛ سوره حشر (59) آیه 19؛ علل الشرائع، ج 1، ص 9؛ در بحار الأنوار، ج 23، ص 76 ـ 94 مجموعاً 40 روایت؛ و در مطلع انوار، ج 4، ص 234 ـ 236 مجموعاً 19 روایت در زمینۀ معرفت نفس به نقل از غرر الحکم ذکر شده است. (محقق)
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 303 ـ 306.
