
سیره و ممشای امام زمان علیه السّلام
و پاسخ به شبهات مربوط به ولایت و عرفان
سیره و ممشای امام زمان علیه السّلام
16بر این اساس، برای انسان راهی جز مسیر توحید و عرفان و ولایت باقی نمیماند؛ همانطور که بنده این مسئله را در کتاب مهر فروزان متذکر شدهام که علامه طباطبائی به مرحوم والد ـ رضوان الله علیهما ـ میفرمودند:
انسان به معرفت امام علیه السّلام نمیرسد مگر با توحید و عرفان؛ چراکه حقیقت ولایت عبارت است از توحید و کسی که به توحید نرسیده است، به ولایت نیز نمیرسد.1
اما اینها امام علیه السّلام را مانند سایر افراد میبینند و میشناسند؛ همانطور که سایر افراد در خیابانها راه میروند و حرف میزنند و میخورند و میخوابند، امام علیه السّلام نیز یک اعمالی انجام میدهد. اینها هیچ معرفتی به کیفیت ولایت و تصرّفات امام علیه السّلام ندارند و اصلاً نمیدانند چطور انسان میتواند به مرتبهای برسد که:
عَبدی أطِعنی حتّیٰ أجعَلَکَ مِثلی؛ أقولُ للشّیءِ کُن فَیکونُ، و تقولُ لِلشّیءِ کُن فیَکون.2
یا در حدیث قدسی دیگر خداوند متعال میفرماید:
لایزالُ یتقرَّبُ عَبدی إلیَّ بِالنَّوافل حتّیٰ أکونَ سَمعَه الّذی یَسمَعُ بِه و بَصرَه الّذی یَبصُرُ بِه و لِسانَه الّذی یَنطِقُ به.3
این است رسیدن به مرتبۀ ولایت. کتابها مملوّ از این روایات و عبارات است، ولی این افراد انگشت در گوش خود کرده تا حق را نشنوند، لذا همۀ این مطالب را منکر میشوند.
شرح حالی از جناب معروف کرخی و بایزید بسطامی
برخی منکر میشوند که معروف کَرْخی از اصحاب امام رضا علیه السّلام بوده است، چرا؟ چون ایشان از صوفیه و عرفا بوده است؛ با اینکه در بسیاری از کتابها آمده است که معروف از شاگردان امام رضا علیه السّلام بوده و قبلاً مسیحی یا زرتشتی بوده و به دست حضرت شیعه شده است.4
همچنین منکر میشوند که بایزید بسطامی از شاگردان امام صادق علیه السّلام بوده است!5 الآن قبر بایزید در بسطام در شاهرود بین راه مشهد و طهران معروف است و من هم آن را زیارت کردهام.
وقتی که بایزید از مدینه خارج شد، حضرت فرزندشان محمد بن صادق علیهما السّلام را همراه او فرستادند. آنها با هم به بسطام آمدند و محمد، فرزند امام قبل از او از دنیا رفت.6 بایزید وصیت کرد که وقتی از دنیا میرود او را زیر پای محمد بن صادق دفن کنند و الآن بایزید قبرش در صحن و بیرون است و محمد بن صادق قبّه و بارگاه دارد.7
- مهر فروزان، ص 34.
- عدّة الداعی، ص 310؛ إرشاد القلوب، ج 1، ص 75؛ مشارق أنوار الیقین، ص 104؛ کلمة الله، سید حسن شیرازی، ص 140. با قدری اختلاف در مصادر. اسرار ملکوت، ج 2، ص 63:
«ای بندۀ من، فقط مرا عبادت نما تا اینکه تو را مِثل خود (و یا مَثَل خود) قرار دهم؛ من به چیزی که ارادهام بر خلق آن تعلّق گیرد میگویم وجود پیدا کن و آن موجود میشود؛ تو نیز به هرچه ارادهات تعلّق بگیرد میگویی بوده باش و او خواهد بود!» - الکافی، ج 2، ص 352؛ صحیح البخاری، ج 7، ص 190؛ جامع الأخبار، شعیری، ص 81؛ إرشاد القلوب، ج 1، ص 91. با قدری اختلاف در مصادر. اسرار ملکوت، ج 2، ص 63:
«بهطور استمرار بندۀ من چنانچه در مقام انقیاد برآید و بهواسطۀ اموری که موجب خشنودی و رضایت من است خود را به من نزدیک و مقرّب گرداند، آنقدر به من نزدیک خواهد شد تا اینکه مندکّ و فانی در من شود؛ در این هنگام، من گوش او خواهم بود که با او میشنود و چشم او میباشم که با آن میبیند و زبان او میگردم که با آن صحبت میکند.» - طبقات الصوفیّة، سلمی، ص 82؛ الرسالة القشیریّة، ص 41؛ وفیات الأعیان، ج 5، ص 231؛ مناقب معروف الکرخی و أخباره، ص 51؛ تذکرة لأولیاء، ص 281؛ کشف المراد، ص 237؛ الباب الحادی عشر، ص 204؛ الطرائف، ج 2، ص 520؛ تفسیر المحیط الأعظم، ج 1، ص 519 و 520؛ مجالس المؤمنین، ج 2، ص 27.
- مجموعهآثار شهید مطهری، ج 14، ص 564 و ج 23، ص 49؛ کلّیات علوم اسلامی، ج 2، ص 105.
- روضات الجنّات، خوانساری، ج 4، ص 155.
- رجوع شود به دفتر روشنایی (ترجمۀ کتاب النور من کلمات أبیطیفور)، سهلگی بسطامی، ص 109 و 342 و 343؛ اسرار التوحید فی مقامات أبیسعید، ص 37؛ تذکرة الأولیاء، ص 139؛ کشکول بهایی، ج 1، ص 115؛ الطرائف، ج 2، ص 520؛ کشف المراد، ص 237؛ روضات الجنّات، خوانساری، ج 4، ص 154 ـ 158؛ جستجو در تصوّف ایران، ص 36.
