
سیره و ممشای امام زمان علیه السّلام
و پاسخ به شبهات مربوط به ولایت و عرفان
از مهمترین پرسشهای هر مؤمن باورمند به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه، این است که از کجا بدانیم ما در مسیر و راه ایشان حرکت میکنیم؟ حضرت آیةالله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی در جلسهای که در جَبَلعامِل لبنان، حدود سنۀ 1427 ه.ق، برگزار شده است، به پاسخ این سئوال پرداختهاند. ایشان با ارائه معیارهایی برای تشخیص و محک زدن این مهم، به اشکالات یا شبهاتی که نسبت به ضروریات مکتب تشیع از سوی برخی عالمان مطرح شده اشاره میکنند و تلاش دارند ریشه این معضل بزرگ را برای مخاطبین، روشن بسازند. در بخش دیگری از این بیانات شیوا و شیرین، به شبهات منکران عرفان و فلسفه پرداخته شده و ضمن بیان برخی خاطرات از مناظرات و مباحثات علامه طهرانی و نیز خودشان در مقاطع و مناسبتهای گوناگون، به ضرورت گفتگو برای روشن شدن حقائق تأکید دارند. مرحوم استاد حسینی طهرانی جهل را منشأ مخالفت، با اهل معرفت دانسته و تنها طریق امن برای حصول شناخت امامان علیهم السلام را مسیر عرفان و توحید معرفی میکنند.
سیره و ممشای امام زمان علیه السّلام
3این است معرفت اینها نسبت به امام زمان علیه السّلام! میگویند: «امیرالمؤمنین و امام حسین مانند سایر افراد هستند و نسبت به موت و شهادت خویش اطلاع ندارند.» بعد تمام عبارات صادره از امام معصوم علیه السّلام را دربارۀ [إخبار از] کیفیت شهادت و مواقف و منازل خود انکار میکنند و میگویند: «تمام اینها بدون سند است!» و با این تعابیر خود را راحت میکنند؛ چون بالأخره انسان میتواند با انکار هر چیزی خود را راحت کند!
تمام این مطالب در کتب اهلسنت موجود است1 اما مایۀ تأسف است که ما شیعیان ـ الحمدللّه! ـ آنها را انکار میکنیم!
من حدود سه یا چهار ماه پیش مقالهای میخواندم در باب علم امام علیه السّلام. نویسنده با استناد به آیه: ﴿وَلَوۡ كُنتُ أَعۡلَمُ ٱلۡغَيۡبَ لَٱسۡتَكۡثَرۡتُ مِنَ ٱلۡخَيۡرِ﴾2 ثابت کرده بود که امام علیه السّلام [علم غیب ندارد]؛ درحالیکه این شخص اصلاً نفهمیده معنای آیه چیست و فهم او در همین حد است.
بعضی دیگر از همین علما و مراجعی که الآن در حوزه هستند و حیات دارند، میگویند: «امام مانند سایر افراد ولایت تکوینی ندارد و فقط خداست که ولایت تکوینی دارد.»3 تمام اینها در حالی است که روایات بسیاری حکایت از این مسئله میکند! بهعنواننمونه:
در روایتی از امام صادق علیه السّلام آمده است:
نَزِّلونا عَنِ الرُّبوبیّةِ و قولوا فینا ما شِئتُم.4
یا اینکه:
نَحنُ صَنائِعُ اللهِ و الخَلقُ بَعدُ صَنائِعُ لَنا.5
همچنین امام صادق علیه السّلام در روایتی میفرمایند:
خداوند متعال را هفتاد و سه کلمه است (مانند اراده و مشیّت و قدرت پروردگار در عالم تکوین و کیفیت امضا و نزول مشیّت حق در این عوالم) که آصف بن برخیا وزیر حضرت سلیمان فقط یکی از این کلمات را در اختیار داشت و بهوسیلۀ همان توانست خورشید را نگه دارد6 یا تخت بلقیس را از بلاد بعیده نزد حضرت سلیمان در یک چشم به هم زدن حاضر کند؛7 درحالیکه هفتاد و دو کلمه از آنها نزد ما اهلبیت است!8
این مسئله چگونه خواهد بود؟! اصلاً انسان نمیتواند به آن فکر کند!
- رجوع شود به شرح المواقف، میر سید شریف جرجانی، ج 6، ص 22.
- سوره اعراف (7) آیه 188. امام شناسی، ج 12، ص 18:
«و اگر من اینطور بودم که از غیب و پنهان، علم و اطلاع داشتم البته خیر و خوبی را برای خودم زیاد میکردم.» - رجوع شود به سلسله مباحث امامت و مهدویّت، آیةالله صافی گلپایگانی، ج 1، ص 79.
- رجوع شود به: بصائر الدرجات، ج 1، ص 241؛ الاحتجاج، ج 2، ص 438؛ کشف الغمّة، ج 2، ص 197؛ مختصر البصائر، ص 188؛ الخصال، ج 2، ص 610 ـ 614؛ إرشاد القلوب، ج 2، ص 427؛ الکمات المکنونة، ص 158. اسرار ملکوت، ج 2، ص 126:
«ما را از مرتبۀ ربوبیت و خدایی پایین آورید و حکم مخلوق بر ما بنهید، آنگاه هرچه درخور فهم و ادراک شماست (از صفات و ملکات و امور غیر عادیه و مسائل عجیبه و غریبه) ما را بدان متّصف کنید.» - نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 386؛ الغیبة، شیخ طوسی، ص 285؛ الاحتجاج، ج 2، ص 467. با قدری اختلاف در مصادر. امام شناسی، ج 5، ص 130:
«ما دستپروردگان پروردگارمان هستیم، و مردم پس از این دستپروردگان ما هستند.» - شایان ذکر است در منابع و روایات در دسترس، نام حضرت سلیمان علی نبیّنا و آله و علیه السّلام آمده است که دعا کردند و ملائکه خورشید را برگرداندند. رجوع شود به تقسیر القمی، ج 2، ص 234؛ من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 202.
و در روایاتی نیز راجع به یوشع بن نون چنین جریانی وارد شده است. رجوع شود به من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 203؛ الإرشاد، ج 2، ص 385. (محقق) - آیات قرآن هم دراینباره آمده است.* روایاتی نیز داریم که حتی دو نیم کردن ماه با همین کلمه بوده است.
* سوره نمل (27) آیه 40: ﴿قَالَ ٱلَّذِي عِندَهُۥ عِلۡمٞ مِّنَ ٱلۡكِتَٰبِ أَنَا۠ ءَاتِيكَ بِهِۦ قَبۡلَ أَن يَرۡتَدَّ إِلَيۡكَ طَرۡفُكَ فَلَمَّا رَءَاهُ مُسۡتَقِرًّا عِندَهُۥ قَالَ هَٰذَا مِن فَضۡلِ رَبِّي لِيَبۡلُوَنِيٓ ءَأَشۡكُرُ أَمۡ أَكۡفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشۡكُرُ لِنَفۡسِهِۦ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيّٞ كَرِيمٞ﴾. - الکافی، ج 1، ص 230، با قدری اختلاف، از امام باقر علیه السّلام.
