اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل

و تبیین جایگاه امامت و ولایت

0
جلسات
نسخه عربی

امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل

13
  • تلمیذ: غیر از ولایت پیغمبر، نفس پیغمبر هم...؟

  • استاد: بله، ولایت همان نفس است و [نکته] اینجاست! نفس پیغمبر است که ولایت پیغمبر را به‌وجود می‌آورد؛ آن‌وقت در این ولایت در رتبۀ اول ائمه هستند. امام زمان که الآن دارد عالم را تدبیر می‌کند، از دریچۀ نفس پیغمبر است.

  • تلمیذ: [از دریچۀ نفس شخص پیغمبر است یا از دریچۀ نفس پدرشان تا اینکه سسلسله برسد به رسول خدا؟]

  • استاد: فرق نمی‌کند، یکی است. بالأخره اصل پیغمبر است، حال از نظر ظاهر پدر است. ولکن در مسئلۀ امامت مسئلۀ پدری نیست، بلکه همان جنبۀ باطن در اینجا هست. فقط امام موجِد ظاهری آن فرزند است و حتی ممکن است در خود ائمه، بعضی بر دیگری از نقطه‌نظر سعه تفاضلی داشته باشند؛ مثل‌اینکه نسبت به امام زمان داریم که از بقیۀ ائمه غیر از امیرالمؤمنین «أفضل» است!1و2 برگشت همۀ اینها به نفس پیغمبر است و اینها از آن حیطه اشراب می‌شوند.3

  • اگر بخواهیم مثال بزنیم، شما پدر یک خانواده را در نظر بگیرید که چند تا بچه دارد؛ از بچۀ یک‌ساله دارد تا پنج‌ساله، ده‌ساله، بیست‌ساله و چهل‌ساله. همۀ اینها در تحتِ تکفّل و تحفّظ پدر خانواده هستند. پدر خانواده هم من‌باب‌مثال شصت سال سن دارد و از بیست سالگی ازدواج کرده و تا پارسال تولید و توالد و تناسل داشته است! بله، حتی اضافه! یکی به منزل شخصی رفته بود که هفتاد و یک سال سن داشت، دیده بود صدای گریۀ یک بچۀ یک‌ساله می‌آید! گفته بود: «شما دست برنمی‌دارید؟! شما همین‌طور مستمراً [در حال بچه آوردن هستید]؟!» اتفاقاً بچه یک سالش بود که پدر سکته کرد و از دنیا رفت؛ [یعنی وقتی از دنیا رفت] یک بچۀ یک‌ساله داشت!

  • تمام اینها در تحتِ نفس آن پدر قرار گرفته‌اند. یعنی تمام اینها از نظر شخصیت، از نظر علم، از نظر مسائل باطنی، از نظر مسائل ظاهری، خورد و خوراک و کیف و کفش و مدرسه و لباس و اسباب‌بازی ـ اسباب‌بازی پنج‌ساله همین‌طور، ده‌ساله همین‌طور، بیست‌ساله یا چهل‌ساله هم همین‌طور! ـ تمام اینها منتسَب به این پدر است و این پدر همۀ آنها را هر کدام، به مقدار خودش اشراب می‌کند. تا اینکه یکی هست که می‌تواند پدر را کاملاً ادراک کند! البته همین ادراکی هم که او می‌کند، باز به‌واسطۀ آن احاطه‌ای است که پدر نسبت به او دارد. این فرق بین امام و ولیّ است.

    1. رجوع شود به إثبات الوصیّة، ص 268؛ الغیبة، نعمانی، ص 102؛ مقتضب الأثر، ص 9 و 10.
    2. نرم‌افزار جامع آوای ملکوت، دروس، اسفار، جلسه 734:
      «تلمیذ: این مسئله مربوط به چیست؟
      استاد: این قضیه مربوط به سعۀ وجودی نسبت به کیفیت ارتباط حضرت و مسائلی است که بایست تحقق پیدا کند؛ مربوط به ظرفیّت، تحمل، صبر و خصوصیّاتی است که لازمۀ اداره و تدبیر حضرت با آن حیثیّت ارتباط حضرت است. این‌طور به‌نظر می‌رسد و من این‌طور تصور می‌کنم. اگر چیز دیگری باشد، بنده خبری ندارم.
      مسئلۀ ظهور، یک قضیه‌ای است که یک‌هم‌چنین سعه‌ای را می‌طلبد و یک‌هم‌چنین ظرفیّتی را اقتضا می‌کند. این موقعیت و سعه و ظرفیّت و خصوصیّت به همان ادارۀ ارتباطات و مسائل برمی‌گردد و شاید در سایر ائمه به این نحو و به این کیفیت نباشد. باید یک توان دیگری را بطلبد؛ هم از نظر ظاهری و جسمی، و هم از نظر سعۀ نفسانی و... .
      تلمیذ: یعنی ظهور آن‌قدر تأثیر دارد که نفس امام باید در شرایطی باشد که بتواند قضیۀ تدبیر عالم را اجرا کند؟
      استاد: بله.
      تلمیذ: یعنی امام‌های دیگر ممکن است این توانایی را نداشته باشند؟
      استاد: ببینید، ما نمی‌خواهیم بگوییم توانایی ندارند! امام بالأخره امام است و بر همۀ مُلک و ملکوت مسلّط و حاکم است؛ اما اینکه در نفس خودِ امام چه می‌گذرد، ما این را نمی‌دانیم. نمی‌دانیم که در خودش و در ذات خودش دارد چه می‌گذرد. آنچه که ما می‌بینیم، یک آثاری است: امام این کار را می‌کند، این خبر را می‌گوید، این مسئله را مطرح می‌کند؛ اما اینکه الآن در خود امام و در نفس و ذات امام چه مسائلی هست، ما خبر نداریم.
      تلمیذ: اینکه [به امام زمان علیه السّلام] اطلاق بقیّة‌الله می‌شود، به‌خاطر همین جنبه است که دیگرْ مظاهر الهی از انبیاء و ائمه نداشتند؟
      استاد: نه‌اینکه نداشتند! البته بله، انبیاء نداشتند.
      تلمیذ: پس راجع به قضیۀ حضرت شعیب که می‌گوید: ﴿بَقِيَّتُ ٱللَهِ خَيۡرٞ لَّكُمۡ﴾؛* آن منظور نیست؟
      استاد: نه‌خیر. قضیه و مسئلۀ ظهور یک چیزی نیست که فقط ظهورِ خاصّ خارجی و تعیین حاکم و استاندار و فرماندار و رتق و فتق باشد، بلکه اصلاً به‌طور کلی این ظهور در تمام ملک و ملکوت پیدا می‌شود؛ حتی قضیه در ملکوت هست! مسئله فقط یک رتق و فتق عادی نیست.»
      * سوره هود (11) آیه 86.
    3. الإختصاص، ص 267:
      «عن یونُسَ عن رِجالِهِ عن أبی‌عَبدِ‌اللهِ علَیهِ السّلام، قال: ”لَیسَ شَی‌ءٌ یَخرُجُ مِن عندِ اللهِ إلّا بُدِئَ بِرَسولِ اللهِ ثمّ بِأمیرِ‌المُؤمِنینَ ثمّ بِمَن بَعدَهُ لِیَکونَ عِلمُ آخِرِهِم مِن عندِ أوّلِهِم و لا یَکونَ آخِرُهُم أعلَمَ مِن أوّلِهِم.“»