
امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل
و تبیین جایگاه امامت و ولایت
امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل
14تفسیر سنخیت بر اساس مطالب گذشته
تلمیذ: در اینصورت چگونه سنخیّت را تفسیر میکنیم؟ طبیعتاً باید اینگونه بگوییم که سنخیّت در مرحلۀ فناء بین سالک و وجود حق تعالیٰ حاصل میشود؛ بنابراین آیا این سنخیّت حقیقی نیست؟ یعنی چگونه ما رابطۀ طولی بین امام سلام الله علیه و وجود پیغمبر صلّی الله علیه و آله فرض میکنیم که همه از پیغمبر میگیرند، درحالیکه امام و پیغمبر هر دو که به مرحلۀ فناء میرسند بین آنها با وجود حق تعالیٰ سنخیّت حاصل شده است؟ پس باید سنخیّت را از اول به شکل دیگری تفسیر کنیم.
استاد: اشکالی در آن نیست. این سنخیّت را به دو قسم تفسیر میکنیم:
قسم اول: این شیء بهگونهای تبدّل پیدا میکند که وجودش با وجود مجرّد مناسبت پیدا میکند؛ یعنی کمکم تجرّد پیدا میکند تا اینکه مجرّد تام میشود و به این شکل با خداوند متعال سنخیّت پیدا میکند.
قسم دوم: از جهت دیگر، در مرتبۀ فناء بین امام و پیغمبر و دیگران هیچ تفاوتی وجود ندارد، اما کلام بعد از فناء و در عالَم بقاء است! در اینجا میگوییم: در کیفیت ظهور اسماء و صفات کلّیۀ پروردگار نسبت به افراد مختلف تفاوت وجود دارد.
تلمیذ: یعنی در اینصورت رابطۀ طولیه برقرار میشود؟
استاد: احسنت.
تلمیذ: برای چه؟ چون ما فرض کردیم سنخیّت در عالَم فناء حاصل شده است!
استاد: سنخیّت به این معنا حاصل شده است، ولی بههرحال هر شخصی نفس دارد و بعد از فناء، نفسِ سالک تجدّد پیدا میکند و آثار عالَم ـ همچون حیات و فکر و قدرت و اراده و عقل و هر چیزی که قبل از فناء بوده است ـ در نفس ظاهر میشود؛ با این تفاوت که در اینجا دیگر ظهور، ظهور رحمانی است نه شیطانی! قبل از فناء ظهورات رحمانی و شیطانی با هم مخلوط بود، ولی همین صفات و غرائز بعد از فناء که ما آن را «بقاء» مینامیم، در سالک بهصورت رحمانی ظاهر میشود؛ لذا ما میبینیم که ظهور تمام این اسماء ـ مانند اسم عالِم و قادر و حیّ و عقل ـ همه برحسب سعۀ سالک است؛ هر چند که الآن بعد از فناء است!
