
امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل
و تبیین جایگاه امامت و ولایت
امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل
15تلمیذ: یعنی همۀ اسماء ظهور پیدا میکنند اما به اندازۀ سعۀ آن نفس؟ مثلاً اگر سعۀ زید کم باشد، به همان اندازه ظهور میکنند؟
استاد: احسنت.
تلمیذ: یعنی الآن به مقدار سعۀ خود در عالَم بقاء سنخیّت پیدا کرده است؟
استاد: بله، این سنخیّت در سالک هست و همین است که از اسماء کلّیۀ پروردگار بهمقدار سعۀ نفس استجلاب میکند و لا محاله این سنخیّت بعد از فناء ـ نه قبل از آن ـ برحسب سعۀ او خواهد بود؛ لذا هرکس با توجه به ظرفیتی که دارد از علم و قدرت پروردگار میگیرد.
بنابراین، کلام در این است که آن ظرف تامّی که واسطۀ بین خداوند و اسماء کلّیه و این افراد است، چه کسی است؟
تلمیذ: [واسطه] نفس خود اوست.
استاد: نه، نفس او که فانی در خداست! ولیکن خداوند متعال بعد از بقاء، اوصاف دنیوی ـ مانند شهوت و غضب و غیر آنها ـ را بر او تقدیر و حمل میکند؛ لذا این اوصاف در او موجود است. بنابراین، در اینجا نفس از اسماء خداوند متعال، مانند اسم علیم و قدیر، به اندازۀ سعۀ خودش میگیرد. [و این واسطه] همان ولایت است که سالک را به اندازۀ سعۀ او اشراب میکند.
بنابراین، ولایت که خودش اسمی است از اسماء پروردگار ـ مانند اسم علیم و قدیر و حیّ و رزّاق ـ در چه کسی ظهور میکند؟
تلمیذ: در پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و حقیقت محمدیّه.
استاد: احسنت! این حقیقت محمدیّه همان ولایت است. ولایت اسمی است که از همه بالاتر است و همه از آن میگیرند؛ یعنی تمام اسماء از آن میگیرند و آن است که این اسماء را براساس ظرفیّتها نازل میکند.
تلمیذ: چرا ما اینطور فرض میکنیم؟ خب بگوییم هر کدام به میزان سعۀ وجودیۀ خود [مستقیماً] میگیرند؛ سالک به میزان سعۀ وجودی خود و امام معصوم سلام الله علیه هم به میزان سعۀ وجودی خود.
استاد: سعۀ وجودی همان ولایت است! به عبارت دیگر، این سعۀ وجودی همان اشراف ولایت بر سالک است.
