
امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل
و تبیین جایگاه امامت و ولایت
امام زمان علیه السّلام از منظر نقل و عقل
16بنابراین، سعۀ وجودی چیست؟ همان کیفیت نفس سالک است که میتواند از انوار و اسماء کلّیه بگیرد، اما خود این اسماء به خودیِ خود بر نفس سالک نازل نمیشود و نیاز به امر دیگری دارد.
تلمیذ: برای چه اینگونه است و آن چیست؟
استاد: نفس ارادۀ خداوند متعال!
تلمیذ: بله، اما من میگویم این خلاف فرض ما است که [ولایت] همان سعۀ وجودی است و سنخیّت همان امکانیّت أخذ از اسماء کلّیه است.
استاد: فقط همین فرق است.
تلمیذ: ما سعۀ وجودی را اینگونه تعریف کردیم که میتواند هر روز از اسماء کلّیه بهصورت مباشر و بلا واسطه أخذ نماید.
استاد: نه! همانطور که عرض کردم: اسماء کلّیه ـ مثل اسم علیم ـ مانند موادّ اولیّه در کارخانه است. یعنی تمام اسماء و صفات کلّیه مانند علم و قدرت و حیات و رزق و خَلق و رأفت، همه بلانهایه در خداوند متعال موجود است. بنابراین لا محاله باید چیزی باشد که از آن علم و قدرت و حیات و رزق أخذ نماید و در این ظرف قرار دهد، این [واسطه] را ما ولایت مینامیم!
تلمیذ: مانند همان مثال بارانی است که فرمودید هر کس بر طبق سعۀ خود از آن میگیرد. یعنی فرض شما این است که اینجا یک ظرف کوچک وجود دارد که از ظرف بزرگتر میگیرد؟
استاد: خیر، این از باب مثال و تشبیه بود. اگر بخواهم مثالی بزنم که مقصود را نزدیک کند، این است: الآن آب در ابرها موجود است، ولیکن باید این ابرها به شکل خاصّی درآید تا باران ببارد! ما از این کیفیت خاصّ بارش باران تعبیر به «ولایت» میآوریم؛ یعنی این قدرتی که آب را در این ابرها نگه میدارد و آنها را حرکت میدهد و متبدّل میکند و در منطقهای نگه میدارد تا در آنجا ببارد و در جای دیگری نبارد، این قدرت همان ولایت است.
تلمیذ: این درست است، ولی ما گفتیم که ولیّ الهی قبل از عالم بقاء و در عالم فناء، در حدّ سعۀ خودش در تمام اسماء یا اسمائی خاص مانند اراده و قدرت و علم فانی شده است! یعنی براساس مثال شما گویی به همان ابر رسیده و با آن سنخیّت پیدا کرده است، ولیکن به اندازۀ سعۀ خودش. ولی شما میفرمایید: نه، این ابر وقتی میخواهد ببارد در حیطۀ سعۀ وجودی محمّدیه میبارد و ما باید از سعۀ وجودی محمدیّه بگیریم؛ یعنی ما در طول آن سعۀ وجودی هستیم. اما چرا اینطور نگوییم که همین صاحب سعۀ وجودی کم، مباشرتاً از ابر میگیرد منتها با سعۀ وجودی خودش؟
