اعتدال در سلوک
14این روایتی که ثواب و عقاب را بر مدار عقل قرار میدهد:
«بک اُثیب و بک اُعاقب» ؛1 من بهواسطۀ تو ثواب میدهم و بهواسطۀ تو عقاب میکنم.
آیا فقط برای اولیا است یا برای همۀ افراد است؟ همۀ افراد به مقدار عقلی که دارند ثواب و عقاب بر آنها بار میشود. این ربطی به اولیا ندارد و برای همۀ افراد است.
عقلی که ما را به توحید و رسالت و امامت رهبری میکند چطور حجّیت خود را از دست میدهد؟ حتّی نفس این قضیّه که باید عقل را کنار گذاشت، باز حکم عقل است و اگر عقل حجّت نباشد این قضیّه هم باطل خواهد بود. مگر این درویشها
نمیگویند که باید عقل را کنار بگذاریم؟! به چه حجّتی میگویند که باید عقل را کنار بگذاریم؟ مگر با عقلشان این حرف را نمیزنند؟! اگر عقل حجّت نباشد همین حرفشان هم باطل و مورد اشکال است.
ضرورت تعقل در سیروسلوک
یک قضیّۀ عجیبی از مرحوم پدرمان ـ رضوان الله علیه ـ نقل کنم. این قضیّه تقریباً برای بیست و شش سال پیش است و من حدود چهارده ساله بودم. مرحوم پدرمان در اطاق بودند، من هم بودم، والدۀ ما هم حضور داشت. صحبت از مرحوم آقای حدّاد شد. عبارتی که پدر ما در تعریف از مرحوم آقای حدّاد آوردند این است که رو به والدۀمان کردند و فرمودند:
فلانی، من عاقلتر از این مرد به عمرم ندیدهام!
نفرمودند که عارفتر یا زاهدتر یا متهجّدتر یا با صفاتر ندیدهام؛ بلکه شاخصۀ این مرد را عقل قرار دادند و فرمودند که عاقلتر از او ندیدم! التفات فرمودید؟
وقتی امام صادق علیه السّلام میفرماید: «العقلُ دلیلُ المؤمن.» ما به این نکته میرسیم که عقل در همهجا راهنما و هدایتگر است؛ در مشکلات زندگی، ارتباطات، معاشرتها، کشوقوسها و مسائل حیاتی انسان، عقل دلیل است و هر کسی که دارای عقل بهتری باشد راه بهتر و معتدلتر و آرامتر و بدون تنش و ستیزهتری دارد.
بارها از مرحوم پدرمان شنیدم که میفرمود:
- . من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 369.

