اعتدال در سلوک
17لذا مسئولیّت یک عالم بسیار سنگین است. باید در حرفها تأمّل کند تا باعث
انحراف مردم نشود، دین خدا را تغییر ندهد، سر مردم را با این چرند و پرندهای باطلانه گرم نکند، و در مکتب اولیای حق، بدعت نیافریند. بازی کردن با دین مردم شوخی نیست! چه کسی از مرحوم پدرمان شنیده است که عقل را کنار بگذارید و عشق را متمسّک شوید؟!
مطلبی که باید مورد دقّت قرار بگیرد این است که عشق واقعی و حقیقی موجب ازدیاد عقل و فهم میشود، تأمّل و تدبّر را بیشتر میکند، و حزم و احتیاط را بیشتر میکند. کسی که عاشق واقعی معشوقی است کاری میکند که راه او و بار او سبکتر شود و عیب و نقصان معشوق را برطرف کند، نهاینکه عیب او را مخفی ببیند.
اگر شما به کسی محبّت نداشته باشید تمام عیوب او را نادیده میگیرید و اصلاً کاری به کار او ندارید؛ عیب داشته باشد یا عیب نداشته باشد، به شما چه مربوط است؟! ولی محبت، یگانگی میآورد و همانطور که مُحب نمیخواهد دیگران بر او خرده بگیرند، نمیخواهد دیگران در محبوب او هم عیب ببینند و بر او خرده بگیرند؛ لذا در صدد رفع عیب و نقص او برمیآید، نهاینکه در مقام تعارض، عیب او را بپوشاند و چماق بر سر دیگران بکوبد و عیب را مخفی کند. وقتی که عیب هست، هست دیگر؛ پس عیب را برطرف کن! چرا میخواهی عیب را مخفی کنی؟! این مسئله، مسئلۀ بسیار مهم و قابل اهمّیتی است.
حکم عقل به لزوم تبعیّت از پیامبر اکرم و ائمۀ هدی و اولیای کامل الهی
عقل در مسائل جزئیّه و همچنین در بسیاری از مسائل کلّیه که بهواسطۀ عقل کامل ـ که عقل استاد کامل است ـ حل میشود، زمام امر را به دست استاد کامل میسپارد، نهاینکه عقل از حجّیت ساقط شود، بلکه این خود عقل است که به همچنین فردی راهنمایی میکند؛ همانطور که اگر برای شخصی یقین به مطلبی حاصل شود، به مقتضای حجّیت ذاتیّۀ یقین، مکلّف است به آن علم و یقین خود عمل نماید.

