اعتدال در سلوک
21میخواستم دو مطلب راجع به قضیّۀ خودِ حقیر خدمت دوستان و برادران و رفقا و احبّه و اعزّه عرض کنم:
مطلب اول: در ارتباط با مرحوم آقا ـ رضوان الله علیه ـ شاید این مطلب صحیح باشد که از میان شاگردان و بستگان ایشان، آن کسی که کمتر از همه از ایشان نصیب و بهره برده است من باشم و فقط مطالبی از ایشان شنیدهایم و آن مطالب را برای دوستان و رفقا نقل میکنیم. اما بنده در خود، غیر از همین ضَرَبَ ضَرَبایِ معمولی و ابتدایی و این دو کلمهای که هر طلبهای هم میتواند صحبت بکند نمیبینم. برادرانمان و اعزّهای که اینطرف و آنطرف تبلیغ میروند بهتر از من صحبت میکنند و دین را ابلاغ میکنند و حقیقت را برای دوستان و محبّان خدا بیان میکنند، و شاید بنده در سطح اینها هم نباشم. گاهگاهی مطالبی میشنوم که مطرح میشود: «فلانی دارای این مقام است.» من واقعاً در خودم یکچنین مطالبی نمیبینم و از دوستان و از احبّه و اعزّه هم مستدعی هستم که همیشه طوری صحبت کنند و مطالب را بیان کنند که خارج از این حیطه نباشد. من فقط یک طلبه هستم! البتّه انتساب به مرحوم آقا صرفاً برای من موجب شرمندگی است و نمیتوانم از عهدۀ همچنین انتسابی بربیایم.
لذا این مطالب را که گاهگاهی این طرف و آن طرف نقل میشود، در خود نمیبینم و خودم را در قدم اول و مرتبۀ اول و مرحلۀ اول مشاهده میکنم و دست نیاز و تضرّع به مقام ولایت، و استدعا و احتیاج دعا از همۀ احبّه و اعزّه دارم. این مطلب اولی است که مایلم رفقا و دوستان در عبارتها و کلامشان این نکته را رعایت بکنند که من فقط یک طلبه هستم و بیش از این هیچ!
مطلب دوم: هر شخصی دارای فکر خاص و منش خاص و منهج خاصی است، و راه خاصی در ارتباط با مردم و دوستان و رفقای خودش و بیان مطالب دارد. چهبسا ممکن است که مطالب انسان آنطوریکه باید و شاید و به آن کیفیتی که مورد نظر انسان است به دیگران نرسد، یا برداشتی از مطالب باشد که ولو خدایناکرده مغرضانه نیست، ولی با توجه به ذهنیّات هر فرد و سعۀ اطلاعی است که نسبت به شخص انسان

