اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فلسفۀ نیاز به ازدواج

تبیین عقلانی ازدواج مجدّد و موقت

1٬630
ازدواج
جلسات

فلسفۀ نیاز به ازدواج، موضوع محوری این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان در ابتدا می‌فرمایند ریشۀ ازدواج،‌ رفع نیاز فطرت است و انگیزه‌های انسان‌ها از ازدواج متفاوت است؛ سپس پنج مانع مهمّ تحقق ازدواج مجدد در جامعۀ امروز را بیان می‌کنند. در ادامه، به شبهۀ معنای شرط قرآنیِ «عدالت» در ازدواج مجدد پاسخ داده می‌شود: عدالت یعنی «رعایت تکلیف حقوقی (مانند نفقه)»، نه «تساوی تمایل قلبی». سپس بحث با پاسخ به شبهۀ دیگری ادامه می‌یابد: «آیا فاصلۀ سنی پیامبر با عایشه، خلاف فطرت نیست؟» و پیامدهای سختگیری ازدواج را بیان می‌کنند. آیت‌الله طهرانی در پایان، جایگاه ازدواج موقت در شرایط مختلف (امکان ازدواج دائم یا نبود آن) را تبیین می‌کنند و به دو سؤال مهم پاسخ می‌دهند: 1. حکم ازدواج مجدد برای سالک چیست؟ 2. در ازدواج موقتی که شرط آن مدت طولانی بوده، مرد می‌تواند بدون رضایت زن، شرط را نقض کند؟

فلسفۀ نیاز به ازدواج

توضیحات:

فلسفۀ نیاز به ازدواج، موضوع محوری این جلسه از بیانات آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان در ابتدا می‌فرمایند ریشۀ ازدواج،‌ رفع نیاز فطرت است و انگیزه‌های انسان‌ها از ازدواج متفاوت است؛ سپس پنج مانع مهمّ تحقق ازدواج مجدد در جامعۀ امروز را بیان می‌کنند. در ادامه، به شبهۀ معنای شرط قرآنیِ «عدالت» در ازدواج مجدد پاسخ داده می‌شود: عدالت یعنی «رعایت تکلیف حقوقی (مانند نفقه)»، نه «تساوی تمایل قلبی». سپس بحث با پاسخ به شبهۀ دیگری ادامه می‌یابد: «آیا فاصلۀ سنی پیامبر با عایشه، خلاف فطرت نیست؟» و پیامدهای سختگیری ازدواج را بیان می‌کنند. آیت‌الله طهرانی در پایان، جایگاه ازدواج موقت در شرایط مختلف (امکان ازدواج دائم یا نبود آن) را تبیین می‌کنند و به دو سؤال مهم پاسخ می‌دهند: 1. حکم ازدواج مجدد برای سالک چیست؟ 2. در ازدواج موقتی که شرط آن مدت طولانی بوده، مرد می‌تواند بدون رضایت زن، شرط را نقض کند؟

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فلسفۀ نیاز به ازدواج

24
  • استاد: در این مسئله مشکلی نیست. اقدام برای ازدواج جوانان در مرحلۀ اول و اولویت نخست است؛ اما در مراحل بعدی ما مشکل زنان بی‌شوهر را چگونه حل کنیم؟ مشکل این است. یعنی اگر جوانی بخواهد ازدواج کند، افراد دختر خود را [به‌آسانی] به ازدواج او در‌می‌آورند؛ ولی مشکل از جهت تعداد زنان است [که از عدد مردان بیشتر است].1

  • تلمیذ: این مسئله را در مازندران مطرح کرده بودیم؛ بعضی دوستان خودشان در ماشین به من می‌گفتند که در این محلّه و منطقه پُر شده که یک آشیخ اینجا منبر می‌رود و از [ازدواج] صحبت می‌کند؛ این‌طوری تهمت زده بودند! خیلی از زن‌ها هم دیگر پای منبر ما هم نمی‌آمدند.

  • استاد: آهان! ولی مردها زیاد شدند!

  • تلمیذ: مردها که [چندان نمی‌آمدند؛ چون] ظهر بود، ظهر آن بحث خانواده را می‌کردیم. بعد زن‌ها یک عده‌شان نوشتند: حاج‌ آقا! اصلاً از این صحبت‌ها بکن؛ ما از اینها خوشمان می‌آید؛ از این حرف‌ها بزن. یعنی می‌خواهم بگویم جامعه الآن پذیرش برای تعدّد زوجات ندارد؛ مخالفت می‌کنند؛ هم مردها مخالفت می‌کنند و هم زن‌ها.

  • استاد: علی‌کُلِّ‌حال، مسئله از نظر فسادِ جامعه [مهم است]، حالا دیگر [جامعه] پذیرش ندارد [مسئلۀ دیگری است]. خارج هم پذیرش ندارند؛ در آمریکا هم پذیرش نیست؛ در انگلیس هم نیست؛ زنا می‌دهند ولی شوهر نمی‌کنند. طرف می‌گفت: «آقا، ما آنجا رفتیم به [کسی] می‌گوییم: ”بیا یک شب زن من [بشو]؛“ می‌گوید: ”اِ، نه.“ [ولی به او] می‌گویند: ”همین‌طوری [بدون عقد]؟“ می‌گوید: «عیبی ندارد.»

  • تلمیذ: خودِ زن‌های ما هم همین‌طورند آقا؛ زن‌های ما هم بگوییم بیا زنا بکن؛ می‌گویند: «باشد، مشکلی نیست!» اما بگوییم متعه بکن، می‌گوید: «نه، این کار را نکن.»

  • استاد: اِ؟!

  • تلمیذ: همۀ زن‌ها همین‌جورند آقا!

  • استاد: اِ؟!

  • تلمیذ: استنباطِ فکری من است! من این‌طور ادراک می‌کنم!

  • استاد: آهان!

  • تلمیذ دیگر [خطاب به تلمیذ اول]: سیاقُ الکلام سیاقٌ حِسّی!

  • مشغول نشدن سالک به ازدواج مجدد برای سلوک او بهتر است، مگر در صورت نیاز

    1. اصل پرسش و پاسخ به زبان عربی است که متن آن این است:
      تلمیذ: سیّدنا، أنتم تفضّلتم أنّهن ضِعفَین و نصف بالنّسبة إلی المتأهّلین، لا بالنّسبة إلی الموجودین؛ یعنی الرجال موجودون ولکن لیسوا بمتأهّلین.
      استاد: نعم؛ الرجال موجودون و لیسوا بمتأهّلین و لکن نسبتهم ضِعفَین و نصف.
      تلمیذ: لماذا لا یُعمَد الی تزویج العُزّاب؟ و لا یکون الحلّ من هذه الناحیة الاجتماعیّة فی أن یکون وجوب کفائی علی کل المسلمین فی أن یزوّجوا العزّاب من الشباب؟ فتنحلّ المشکلة من الطرفین.
      استاد: لا ما فی مشکل [فی لزوم ذلک و لکن] إذا تزوّج العزّاب تصیر النسبة ضِعف و نصف!
      تلمیذ: النسبة فی إیران بحسب الإحصاء الأخیر: کلُّ مئةِ شابّ، مقابله مئةٌ و سبعُ نساء! [فلو تزوّج کل الرجال للنساء] یبقی سبعة بالمئة [فقط].
      استاد: هذا الإحصاء الأخیر؟
      تلمیذ: نعم هذا الاحصاء الأخیر بالنسبة الی عدد السکّان فی ایران، لیس عدد المستعدّین للزواج الذی تفضلتم به.
      استاد: لیس کذلک؛ بل المستعدّین غیر المتزوّجین یکون عدد النِّساء منهم بالنسبة إلی الرجال ضِعفَین و نصف.
      تلمیذ: فی الإحصاء الأخیر کان مئةً و سبعة.
      استاد: کَلّا! هذا کِذب!
      تلمیذ: هذا الاحصاء انتشر سنة ألف و ثلاث مئة و خمسة و سبعین.
      استاد: فی ایران؟
      تلمیذ: نعم! [بناءا علی هذا الاحصاء] یوجد مقابل کلِّ مئةِ امرأةٍ، مئةٌ و ثلاثُ رجالٍ فی ایران؛ لکن هذا في المجموع. ثم فی فترة الزواج، النساء [یصیرون] أکثر بقلیل، [قد] یتجاوز [عدد النساء] خمسین ألف امرأة فقط اکثر من الرجال فی کل ایران، یعنی نسبه الزیاده بسیطه جدّا. لکن هذا فی ایران، باعتبار أن فی ایران نسبة الرجال اکبر من النسبة الی النساء؛ لکن فی باقی الدول و المجتمعات نسبة النساء أکثر. و هذه النسبه قد تصل الی...
      تلمیذ اول: سیّدنا، هذا الذی اردت أن أقوله؛ لأنّه إذا راجعنا الروایات نجد فیها التأکید العجیب الغریب من النّبی صلی الله علیه و آله و سیرة الأئمّة فی تزویج العزّاب، و لم نجد فیها روایةً واحدةً مثلاً: «من تزوّج زوجةً ثانیة فله أجر کذا!»
      استاد: نعم [توجد]. هناک بالنّسبة إلی المتعة روایات کثیرة.
      تلمیذ: بالنسبة الی المتعة نعم! و لکن بالنّسبة إلی الزواج الثانی الدائم لا نجد روایةً واحدة، مثلاً أنّه «مَن تزوّج امرأةً ثانیةً علی زوجته الأولی فله من الأجر کذا و کذا.» و الحال [روایات موجودة] أنّه «مَن زوّجَ أعزبًا أو من زوّج محتاجًا فله مِن [الأجر کذا].» یعنی نری تشجیعًا کثیرًا علی تزویج العزّاب.
      استاد: ما فیه مشکل! تزویج العزّاب فی المرحلة الأولی؛ و لکن فی المراحل الآتیة کیف نصنع بالعزاب من النّساء؟ المشکلة هی بالنّسبة الی ذلک. و لکن بالنّسبة إلی العزّاب ما فیه مشکل؛ یعنی کلُّ شابّ [إذا] یرید أن یتزوّج، کلُّ شخص یُعطیه بنته. بل المشکل من ناحیة [عدد] النساء.
/ 613