اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ترجمه و بیان رسالۀ حقوق امام سجاد علیه السلام

مجلس اول

0
جلسات

حقوق سه‌گانه انسان در رساله حقوق، محور این گفتار از حضرت علامه آیت‌الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی می‌باشد که با تبیین تقسیم‌بندی حقوق به حق خدا، حق نفس و حق مردم آغاز می‌شود و ملاک عدالت و ظلم را در ادای هر حق در جای خود بیان می‌کند. در ادامه، با معرفی رسالۀ حقوق امام سجاد علیه‌السلام و اشاره به اعتبار سند آن، متن روایت مبنای شرح قرار می‌گیرد. سپس حق خدا به‌عنوان توحید و اخلاص در عبادت، و پس از آن حقوق نفس و حقوق اعضای انسان همچون زبان، گوش، چشم، دست و پا توضیح داده می‌شود. آنگاه حقوق عبادات مانند نماز، حج، روزه، صدقه و قربانی و نیز حقوق اجتماعی مانند حق حاکم و استاد تبیین می‌گردد تا روشن شود که سلوک انسانی در گرو شناخت دقیق این حقوق و عمل به آنهاست.

ترجمه و بیان رسالۀ حقوق امام سجاد علیه السلام

7
  • حق قربانی

  • و حَقُّ الهَدیِ أن تُریدَ بِهِ اللهَ عَزّوجَلّ و لا تُریدَ بِهِ خَلقَهُ و لا تُریدَ بِهِ إِلّا التَّعَرُّضَ لِوَجهِ اللهِ عَزّ و جلّ و نَجاةَ رُوحِکَ یَومَ تَلقاهُ.

  • «حق هَدْی [و] قربانی‌ای که می‌کنی [و] با خود می‌بری مکه، در خود مکه... (اگر عمره انجام می‌دهی به عمرۀ مفرده، و اگر حج انجام می‌دهی به حج قِران یا حج تمتّع؛ و در منیٰ قربانی می‌کنی، اسم آن قربانی، گاو یا گوسفند یا شتر باشد، اسم او هَدْی است.) آن هَدْیی را که با خود می‌بری و در آنجا قربانی می‌کنی، حقی دارد؛ حقش این است که به‌واسطۀ آن قربانی، اراده کنی خدای عزّ و جلّ را (یعنی وصول به مقام فنا و لقاء پروردگار) و اراده نکنی از این قربانی، مخلوقات را و اراده نکنی مگر تعرّض لِوَجهِ الله عَزّ و جَلّ، که در این قربانی، هیچ غرض و هیچ مقصدی نیست مگر اینکه پروردگار قبول کند و در اثر این قربانی که فنائی است، نمونه‌ای از فناء نفس و ذات انسان در مقابل پروردگار و وصول به مقام لقاء او باشد؛ و دیگر نجات و رستگاری و آزادی روح توست در روزی که خدای علیّ أعلیٰ را ملاقات می‌کنی.»

  • حق پادشاه

  • و حَقُّ السُّلطانِ أن تَعلَمَ أنّکَ جُعِلتَ لَهُ فِتنَةً و أنّهُ مُبتَلًی فیکَ بِما جَعَلَهُ اللهُ عَزّوجَلّ لَهُ عَلَیکَ مِنَ السُّلطانِ و أنّ عَلَیکَ أن لا تَتَعَرَّضَ لِسَخَطِهِ فَتُلقِیَ بِیَدَیکَ إلَی التَّهلُکَةِ و تَکونَ شَریکًا لَهُ فیما یَأتیکَ [یَأتی] إلَیکَ مِن سُوءٍ.

  • «حقّ سلطان و حاکم، آن است که بدانی که خدای علیّ أعلیٰ تو را نسبت به او فتنه قرار داده؛ یعنی وجود تو را موجب آزمایش و امتحان او قرار داده، و او مبتلاست به تو به‌واسطۀ آن حقوقی که پروردگار علیّ أعلیٰ برای تو بر عهدۀ او قرار داده و گرفتار توست.

  • و باید بدانی که متعرّض سَخَط و غضب او نشوی تا با دست خود، خود را به تهلکه بیندازی؛ و در این‌صورت اگر اختیاراً با دست خود، خود را به تهلکه بیندازی، شریک خواهی بود با او در آن سوء و گزندی که از جانب او به تو می‌رسد.»