
علو مقام و عجایب نفس انسانى
اثبات برتری انسان بر ملائکه و ظرفیت بینهایت نفس برای لقاء الله
تبیین مقام والای انسان در نظام هستی، موضوع اصلی هفتمین سخنرانی از مجموعۀ تفاسیر آیه نور علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) است که در ٦ شعبان، سال ١٣٩٦ در جمع مشتاقان ارائه شده است. حضرت استاد در ابتدا با استفاده از آیاتی که انسان را خلیفة الله و مسجود فرشتگان معرفی کرده و آیاتی که میفرماید تمام آسمانها و زمین برای او و مسخّر او آفریده شده است، بر برتری ذاتی انسان حتی بر ملائکۀ الهی استدلال میکند. در ادامه با استناد به کلام بزرگانی چون ملاصدرا و ابن سینا، نفس ناطقه انسانی به عنوان یک حقیقت وجودی با ظرفیت بینهایت (سعۀ وجودی) معرفی میشود که برخلاف سایر موجودات (حتی فرشتگان)، قادر است تمام مراتب هستی، از اسفل السافلین تا اعلی علیین را در خود جمع کند. به همین دلیل، نفس انسان «آیۀ کبری» و آیینۀ تمامنمای الهی است که از طریق تهذیب و عبودیت، میتواند به مقام فنای کامل در ذات پروردگار نائل شود.
علو مقام و عجایب نفس انسانى
7خیلی خوب میگوید، میگوید: «اگر آن علّةُ العِلَل، آن خدا، متّصل به ما باشد و با ما معیّت داشته باشد و دائماً بلاواسطه فیضش به ما برسد، و ما بدون هیچ جهت متّصل به خدا باشیم و از خدا فیض بگیریم، بنابراین مسلّماً ممکن است که ما خدا را ببینیم و ملاحظه کنیم؛ امّا چقدر؟ به قدری که ممکن است آن معلول و مخلوق علم به علّت و خالق پیدا کند؛ و آن موجودی که مورد افاضه است، علم پیدا کند به آن موجودی که دارد افاضهاش میکند، به این مقدار؛ بنابراین واجب است که ما مقدار احاطۀ خدا به خودمان را به اندازۀ ملاحظۀ خود از آن علّت و خدا، ندانیم، یعنی: آن مقداری که ما او را ملاحظه کردیم و دیدیم و شناختیم، بگوییم: آن هم اینقدر به ما احاطه دارد؛ این غلط است، چرا؟ چون آن علّت است، فَوَرانش بیشتر است، قدرتش بیشتر است، استغراقش بیشتر است، مثلِ ما هزاران معلول دیگر دارد، مخلوق دیگر دارد؛ آنوقت ما از همین دریچۀ مخلوقیّت خود، او را تماشا کردیم، چگونه بگوییم که علّیّت او نسبت به ما به اندازۀ این مقداری است که ما او را دیدیم؟!» خیلی عبارت متینی است، خیلی خوب میگوید.
بنابراین از اینکه انسان بخواهد با این فکرش برود ذات خدا را پیدا کند، از این باید مأیوس باشد. با تماشای این آیینهها و این موجودات، ذات خدا شکار کسی نمیشود، و صید کسی نمیشود.
ابیات رفیع شبستری در عدم شناخت خدا از غیر خدا
در آلاء1 فکر کردن شرط راه است *** ولی در ذاتِ حق، محضِ گناه است بُوَد در ذات حقّ اندیشه باطل *** محال محض دان، تحصیل حاصل چو آیات است، روشن گشته از ذات *** نگردد ذات او روشن ز آیات همه عالم به نور اوست پیدا *** کجا او گردد از عالم هویدا نگنجد نور ذات اندر مظاهر *** که سُبحات جلالش هست قاهر - یعنی: آلاء پروردگار. (مرحوم علاّمه طهرانی قدّس سرّه)
