خود را بشناس تا خدا را بشناسى
15”لَو یَعلَمُ النّاسُ ما فی فَضلِ مَعرِفَةِ اللَه تَعالَی، ما مَدّوا أعیُنَهُم إلی ما مُتِّعَ بِهِ الأَعداءُ مِن زَهرَةِ الحَیاةِ الدُّنیا و نَعیمِها، و کانَت دُنیاهُم أَقَلَّ عِندَهمُ مِمّا یَطَؤُونَهُ بِأَرجُلِهِم، و لَنُعِّموا بِمَعرِفَةِ اللَه تعالی و تَلَذَّذوا بِها تَلَذُّذَ مَن لَم یَزَل فی رَوضاتِ الجِنان مَعَ أَولیاءِ اللَه.“1
حضرت صادق میفرمایند: «اگر مردم بدانند در فضل معرفت خدا چه چیزها هست، چه بهرهها و لذّتها و چه فوزها و سعادتها هست، دیگر چشمهایشان را به این متاعها و مالها و نعمتهائی که دشمنان خدا به آنها رسیدهاند، ندوخته و خیره نمیشوند؛ و به زر و زیور و تازگی نعمتهای دنیا چشم نمیدوزند؛ و این مردم اگر بدانند در فضل معرفت خدا چه خبر هست، دنیای کفّار در نزدشان کوچکتر است از آن چیزهایی که در هنگام قدم زدن زیر پای خود میمالند و میروند؛ و به معرفت خدا متنعّم شده و به لذّتهائی که از جانب خداوند به آنها میرسد متلذِّذ میشوند، مانند تلذُّذ کسی که دائماً در باغهای بهشت متلذِّذ است و با اولیای خدا محشور و هم صحبت و هم سخن است.»
”إنَّ مَعرِفَةَ اللَه أُنسٌ مِن کُلِّ وَحشَةٍ و صاحِبٌ مِن کُلِّ وَحدَةٍ و نورٌ مِن کُلِّ ظُلمَةٍ و قُوَةٌ مِن کُلِّ ضَعفٍ و شِفاءٌ مِن کُلِّ سُقمٍ.“
«معرفت خدا به انسان اُنس میدهد از هر وحشتی، و صاحب و رفیق انسان است در هر تنهائی و وحدتی، و نور است برای انسان در هر ظلمتی، و قوّه در هر ضعفی، و شفاء است از هر مرضی و از هر علّتی.» آنوقت حضرت صادق میفرماید:
”قَد کانَ قَبلَکُم قَومٌ یُقتَلونَ و یُحرَقونَ و یُنشَرونَ بِالمَناشیرِ و تَضیقُ عَلَیهِمُ الأَرضُ بِرُحبِها، فَما یَرُدُّهُم عَمّا هُم عَلَیهِ شَیءٌ مِمِّا هُم فیه، مِن غَیرِ تِرَةٍ وَتَروا مَن فَعَل ذَلِکَ بِهِم، و لاَ أَذَیً ﴿وَمَا نَقَمُواْ مِنۡهُمۡ إِلَّآ أَن يُؤۡمِنُواْ بِٱللَهِ ٱلۡعَزِيزِ ٱلۡحَمِيدِ﴾2.“
«ای مردم! قبل از شما اقوامی بودند خداشناس، اینها را مردم میکُشتند، آتش میزدند! با ارّه آنها را میبُریدند! و دنیا را با این گسترش بر آنها تنگ میکردند! ولیکن آنها از آن مقام و منزلت خود برنمیگشتند و از ایمان خود به خدا دست برنمیداشتند؛ در حالتیکه اینها ظُلمی به کسانی که این بلاها را بر سرشان میآوردند، نکرده بودند؛ موجب حِقد و حسادت را برای آنها فراهم نمیکردند؛ و ناملایمات و مکروهاتی که از آنها به ایشان میرسید، در مقابلش اذیّت نمیکردند؛ تا اینکه آنها ایشان را بدون هیچ ظلم، بدون هیچ حِقد، بدون هیچ تلافی و اذیّتی بکشند؛ همین که اینها مسلمان میشدند و مؤمن به خدا میشده و خدا را میپرستیدند، آنها را تکّهتکّه میکردند و میکُشتند و میسوزاندند و با کارد، خنجر و ارّه آنها را قطعهقطعه میکردند! آن اقوامی که در [زمان] بعضی از انبیاء سابق بودند، اینطور در معرفت خدا و ایمان و دین پافشاری کرده و ثابت قدم بودند؛ فقط به آنها میگفتند: گناه شما این است که به خدای عزیز حمید ایمان آوردهاید، که مستوجب این همه عذابها گردیدهاید.»
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این حدیث شریف به الله شناسی، ج ٢، ص ٦٠؛ نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٣١٤ مراجعه شود. (محقّق)
- سوره البروج (٨٥) آیه ٨.

