شدت ظهور خدا حجابى براى انسانهاى كثرتگرا
16اگر این انسان این صفات را از دست بدهد، و دائماً روح خودش را تقویت کند، چشم خودش را دوا بریزد، هی حجابها را از بین ببرد، قویّ میشود.
بعضیها میگویند: در روز به واسطۀ استعمال بعضی از دواها در مدّتها با طریقِ خاصّی به جائی میرسند که در روز خورشید را میبینند و چشمشان هم خسته نمیشود و آب هم نمیافتد. و بعضی از منجّمین سابق که میخواستند در روز ستاره را ببینند، با ادویهای چشم خود را تقویت میکردند، تا در روز ستاره را میدیدند؛ و در رصدخانه میرفتند و تماشا میکردند؛ آن موقعی که یک ستاره عبور میکرد از جلوی ستارۀ دیگر میدیدند. و از این میفهمیدند که: فلان ستاره به ما نزدیکتر از فلان ستارۀ دیگر است، چون از جلوی آن عبور کرده؛ و وقتی این از جلوی آن عبور کرد، آن ستارۀ دوّم مستتر شد. در روز ستاره را میدیدند، ولی مردمان عادی نمیتوانند ببینند.
وقتی نظر از کثرت برداشته شد، باطن هویدا میگردد
قرآن و انبیاء آمدند گفتند: آقاجان! این چشمِ باطنت را هم معالجه کن، تا بتوانی در روز خورشید را ببینی، ستارهها را ببینی، آنچه را که هست ببینی، آن باطن را هم ببینی. ﴿هُوَ ٱلۡأَوَّلُ وَٱلۡأٓخِرُ وَٱلظَّـٰهِرُ وَٱلۡبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيۡءٍ عَلِيمٌ﴾. ظاهر را که الحمد للّه داریم میبینیم، باطن را هم باید ببینی. چه موقع باطن دیده میشود؟ وقتی نظر از کثرت به وحدت میرسد، یعنی: تمامِ موجوداتی که در این عالم ملک و ملکوتند، انسان نظر استقلالی به خودِ آنها نکند، بلکه نظر به آن موجودی بکند که تمام اینها قائم به او هستند؛ و این به واسطۀ طهارت اخلاق پیدا میشود، تنها به واسطۀ تفکّر و تعقّل و مطالعه نیست؛ این احتیاج به تهذیب نفس دارد؛ احتیاج به فهم و اخلاق شایسته و عبودیّت و نظم دارد. انسان باید منظّم باشد.
آنوقت میبیند که خدا اصلاً حجاب ندارد، پرده ندارد، خدا وجودی دارد با رحمت و خلاّقیت و رزّاقیت و علم و حکمت و حیات و قدرت. تمام صفاتی که صفاتِ حقیقیّه یا صفات نسبیّه و اضافیّه است، همه از ناحیۀ او شروع میشود و تمام عوالم را پُر کرده و هیچچیز روی این صفات و اسماء را نگرفته و پرده و حجاب برای او نشده است. پرده و حجابِ آن چیست؟ قصور ادراک!

