شدت ظهور خدا حجابى براى انسانهاى كثرتگرا
17حجاب روی تو هم روی توست در همه حال *** *** نهان ز چشم جهانی ز بس که پیدایی1 * * *
جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی *** غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد2 این وقتی که از دور حرکت میکند میآید برای خانۀ پادشاه، تمام این پِلک چشمش و صورتش گَردآلود است، نمیتواند محبوب را ببیند. آنجا حجابی نیست! حجاب همین گَردهائی است که روی صورتش نشسته؛ سرِ جوی آبی برود، مشتی آب به صورت بزند، غُسلی کند، طهارتی کند. وقتی شسته شد آدم معشوقه را هم میتواند ببیند.
شستشویی کن و آنگه به خرابات خرام *** تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده3 * * *
یار نزدیکتر از من به من است *** وین عجبتر که من از وی دورم چه کنم با که توان گفت که دوست *** در میانِ من و من مهجورم * * *
یا مَن هُوَ اختَفَی لِفَرطِ نورِه *** الظّاهِرُ الباطِنُ فی ظُهورِه بِنورِ وَجهِهِ اِستَنار کُلُّ شَیء *** و عِندَ نورِ وَجهِهِ سِواهُ فَیئ أَزِمَّةُ الأُمورِ طُرًّا بِیَدِهِ *** و الکُلُّ مُستَمِدَّةٌ مِن مَدَدِه4 خوب اتّخاذ کرده این فقره را مرحوم حاجی از آیۀ قرآن که عرض شد، و از همان خطبۀ أمیرالمؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغة:
”اللَهمَّ إنَّکَ آنَسُ الآنِسینَ لِأَولیائِکَ، و أحضَرُهُم بالکِفایَةِ لِلمُتِوَکِّلینَ عَلَیکَ، تُشاهِدُهُم فی سَرائِرِهِم و تَطّلِعُ عَلَیهِم فی ضَمائِرِهِم و تَعلَمُ مَبلَغَ بَصائِرِهِم، فَأسَرارُهُم لَکَ مَکشوفَةٌ و قلوبُهُم إلیکَ مَلهوفَةٌ. إن أوْحَشَتهُمُ الغُربَةُ آنَسَهُم ذِکرُکَ، و إن صُبَّت عَلَیهِمُ المَصائبُ لَجَئوا إلی الاستِجارَةِ بِکَ، عِلمًا بِأَنّ أَزِمَّةَ الأُمورِ بِیَدِکَ و مَصادِرَها عَن قَضائِک.“5و6 پس بنابراین هر فعلی، هر اسمی، هر صفتی، هر حرکتی، هرچه هست، از نور خداست، و از جَلَوات خداست.
امشب میخواستیم یکقدری هم در معنی و حقیقت جمال و جلال صحبت کنیم که صفتِ جمال چیست؟ صفت جلال چیست؟ سِتر و حجاب چیست؟ خدا که اینقدر روشن است این حجاب از کجا پیدا شده؟ آیا صفتِ سلبی است؟ صفت ثبوتی است؟ مطلب ما دربارۀ ظهور پروردگار آنقدر به درازا کشید که دیگر مجالی برای این نماند و ماه رمضان هم دیگر نزدیک شد. نمیدانیم که آیا در ماه رمضان هم ما موفّق میشویم شبها صحبت کنیم یا نه؟ اگر موفّق شدیم شبها هم از همین مطالب برای شما بیان میکنیم و ادامۀ تفسیر همین آیۀ مبارکه را شبها ذکر میکنیم، و اگر نه، إنشاءاللَه به حول و قوّۀ خدا برای سهشنبۀ بعد از ماه مبارک رمضان، اگر حیات بود و توفیقی باشد.
- دیوان فخرالدین عراقی.
- دیوان حافظ، طبع پژمان.
- همان مصدر.
- شرح المنظومة، ج ٢، ص ٣٥.
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٢٢١.
- خدایا تو با دوستانت از همه دوستان مأنوستری، و برای آنهایی که به تو توکّل مینمایند از هر کس حاضرتری. از درون و افکارشان آگاهی و مقدار بینش و درکشان را میدانی، بنابراین رازهایشان نزد تو آشکار است و دلهایشان به سوی تو در التهاب است.
اگر تنهایی و غربت آنها را به وحشت اندازد، یاد و ذکر تو مأنوسشان مینماید و اگر مصیبتهای روزگار بر آنها فرود آید، به تو پناه میآورند و روی به درگاه تو دارند، زیرا که میدانند سررشته تمام کارها به دست توست و صدور احکام قضاء به فرمان تو میباشد. (محقّق)

