
شدت ظهور خدا حجابى براى انسانهاى كثرتگرا
شرح علت مخفی بودن خداوند با وجود حضور دائمی او در تمام عالم
چرا خداوند با وجود اینکه «نور آسمانها و زمین» و حاضر در همه جاست، از دیدگان ما مخفی است؟ علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی(رضوان الله علیه) در نهمین جلسه از سلسله مباحث تفسیر آیه نورکه در٢٠ شعبان، سال ١٣٩٦ قمری ایراد شده است، به این پارادوکس عرفانی پاسخ میدهد. ایشان میفرمایند علت این حجاب، دوری یا غیبت خداوند نیست، بلکه شدت ظهور و نزدیکی بیش از حد اوست. حضرت استاد برای تبیین این مطلب، از تمثیلهای متعددی استفاده میکند، از جمله ماهی در آب که از آب بیخبر است، و یا مردمی که اگر خورشید هرگز غروب نمیکرد، گمان میکردند نور ذاتی خود زمین است. حجاب حقیقی، کثرتگرایی و نگاه استقلالی به موجودات است و راه برداشتن آن، تهذیب نفس و پاک کردن غبار تعلقات از چشم دل و تغییر نگاه از کثرت به وحدت و از «خود بینی» به «خدا بینی» است.
شدت ظهور خدا حجابى براى انسانهاى كثرتگرا
7پس، چشم که باز میکنیم تمام این عوالم همه ظهوراتِ خداست؛ منتهیٰ نظرها، نظرهای اجمالی است؛ به این قالی نظر میکنید، میگویید: قالیِ خوبی است؛ به این کتاب نظر میکنید، میگویید: ملاّ بوده این کتاب را نوشته؛ نظر میکنید به این انسان، میگویید: خدائی که این انسان را خلق کرده قادر بوده؛ امّا وقتی نظر، نظرِ تفصیل بشود معرکه است، عقلای عالَم، متفکّرین عالَم، ریاضیدانهای عالَم، اطبّای عالَم، فلاسفۀ عالَم، هرکس در هر علمی که تخصّص دارد، اینجا زانو زده زمین و گفته: خدایا! من متحیّرم! چه عظمتی! چه قدرتی! چه اُبّهتی! چه کبریائیّتی! چه عزّتی! چقدر؟!
بالنّتیجه بعضی از انبیاء سر به بیابانها و کوهها میگذاشتند! آنها در بدوِ سیرِ خود، یک کلاسهای تفکّری داشتهاند، و تفکّر میرسید به یکجائی که دیگر بسته میشد، آنوقت از یک نیروی دیگر میخواستند مدد بگیرند، آن نیرو، نیروی وجدان و نیروی قلب بود. لذا سر به بیابانها میگذاشتند و در مکانهای خلوت، در کوهها، در غارها، از آن نیرو مدد میگرفتند تا بتوانند آن موجودِ ظاهرِ فی کُلِّ شیء را ببینند.
خُب! این موجودات چیست؟ خداست؟! کجا خدا را پیدا میکنی آقا جانِ من؟ بالای آسمان، این که خدا نیست؛ زیرِ زمین، این که خدا نیست. خدا چیست؟ خدا آن موجودِ زنده و عالِم و شاعر و قدیر و مُدرِکی است که همه جا هست؛ در این تخم مرغ با هر سلّولش هست، نه اینکه سلّول خداست، مَظهرِ خداست؛ یعنی: خدا با آن معیّت دارد، با هر موجودی معیّت دارد.
خدایی را که ما میخوانیم، در فرازِ آسمان نیست، دست را بلند میکنیم برای اینکه اعتراف کنیم به مکان بلند؛ و الاّ خدا زیرِ زمین هم هست، مشرق هم هست، مغرب هم هست، با هر موجودی هست. چشم باز کن! به هر موجودی که چشم میاندازی اوّل خدا هست و بعد آن موجود در رتبۀ دوّم؛ و این معنی واحدیّت خداست.
﴿ٱللَهُ﴾ یعنی: آن ذاتی که دارای تمامِ صفات جمال و کمال است، که تمام عالم را پُر کرده؛ و موجودیّتِ هر عالم از خداست و علم و قدرت و تمام صفاتی که در هر موجودی ظهور و بروز پیدا میکند، با صفات خدا معیّت دارد، نه جدائی و بینونیّت.
