
علل زوال حوزۀ نجف
نقش دنیاگرایی و تعطیلی علوم عقلی در انحطاط حوزه علمیه و لزوم ربّانی شدن علما
بررسي و تبيين علل زوال حوزۀ نجف، موضوع دومین سخنرانی از مجموعۀ سالک آگاه است که توسط حضرت علامه سید محمدحسین حسینی طهرانی (رضوان الله علیه) در چهارم شوّال ١٤١٤ ه. ق، در شهر مشهد مقدّس ایراد شده است. حضرت علامه در این سخنرانی با استناد به آیه شریفۀ {كُونُواْ رَبَّٰنِيِّـۧنَ}، وظیفه حقیقی عالِم دینی را هدایت مردم به سوی خدا، و نه دعوت به سوی خود، معرفی میکند. ایشان با ذکر فضائل علمای راستین همچون مقدس اردبیلی، کنار گذاشتن علوم عقلی، حکمت، و عرفان و اکتفا به ظواهر دین را عامل اصلی زوال حوزۀ نجف معرفی میکند و معتقد است این امر به حاکم شدن دنیاگرایی، ریاستطلبی، و غرور علمی منجر شد و فضایی را به وجود آورد که در آن، سالکان حقیقی و عرفای بزرگی چون مرحوم قاضی مورد طعن و تکفیر قرار گرفتند. وی معتقد است انحراف درونی و دعوت به نفس، زمینهساز نابودی بیرونی آن حوزه به دست ظالمان شد، چرا که طبق سنت الهی، انحراف از مسیر حق، مجازات الهی را در پی دارد.
علل زوال حوزۀ نجف
5عبارت مرحوم مجلسی راجع به مقدّس اردبیلی رضوان اللَه علیهما
مرحوم مجلسی یک عبارتی در مقدّمۀ بحار الأنوار نقل میکند که در آن مصادر کتابهایی را که در بحار از آنها نقل کرده، یک به یک ذکر میکند و بعد نام مؤلّفین آنها را هم میبرد و مفصّل ذکر میکند؛ در آنجا دربارۀ مقدّس اردبیلی که از علمای تقریباً چهارصد سال پیش نجف بوده و قبرش هم متّصل به قبر امیرالمؤمنین علیه السّلام است، فقط در دو سه سطر میگوید:
و المحقِّقُ الأردبیلیُّ فی الوَرَع و التَّقویٰ و الزُّهدِ و الفَضلِ بلَغَ الغایةَ القُصویٰ؛ و لم أسمَعْ بِمِثله فی المُتَقدِّمین و المُتأخِّرین. جمَعَ اللَه بَینَهُ و بَینَ الأئمَّةِ الطّاهرینَ. و کُتبُه فی غایةِ التَّدقیقِ و التَّحقیق.1
خوب توجّه کنید! میگوید:
مقدّس اردبیلی که من از یکی از کتابهای او در اینجا نقل میکنم (وی فقط صد سال بر مجلسی مقدّم بوده است، در واقع میشود گفت در دو عصرِ پشت سر هم بودهاند) در ورع و تقوا و زهد و علم و فضل به آن
آخرین درجهای رسیده که انسان میتواند برسد، (الغایة القصوی یعنی آخرین نقطۀ هدف)؛ و من نشنیدهام در میان تمام علمای متقدّم و متأخّر کسی همانند او باشد. خداوند بین او و بین ائمّه طاهرین جمع کند. و کتبی که او نوشته در غایت تحقیق و تدقیق است.
مجلسی خِرّیت فنّ است، یعنی در آدمشناسی و عالِمشناسی و تشخیص کتاب یگانۀ زمان است. مجلسی در این فن رو دست ندارد؛ و این مطلب جای حرف ندارد. مجلسی دربارۀ این مرد میگوید:
«لم أسمَعْ بمِثلِه فی المُتَقدِّمینَ و المُتأخِّرین!»
خیلی مسئلۀ مهمی است که مقدّس اردبیلی چه قسم بوده، چه قسم تحصیل کرده، چه قسم در نجف زندگی میکرده، چه قسم در مشکلات تحمّل میکرده، چقدر خویشتندار بوده، چقدر ایثار داشته، چقدر از هویٰ و هوس دور بوده، و چقدر به علم و حقیقت علم دست یافته تا ما چنین کلامی را دربارۀ او بپذیریم و قبول کنیم.
- بحار الأنوار، ج ١، ص ٤٢.
