مفاسد علماى سوء و حرمت تبعیت از آنها
16جهت چهارم: ”عَرَفوهم یُقارفون المُحَرّمات“ اینها میدیدند که علمایشان کارهای حرام انجام میدهند، در شریعت خودشان حرام بیّن انجام میدهند!
وقتی اینطور شد، این عوام یهود مجبور و مضطرّند به آن ادراکی که خدا به آنها و به وجدان بیدار آنها داده است، مراجعه کنند و بگویند: ما نباید افرادی را که عملشان اینطور است، واسطۀ بین خود و خدا بگیریم. امّا اینها به آن وجدان خودشان نگاه نکردند و به ادراک خودشان توجّه نکردند و عقل خود را مخفی کردند، پا روی درک خود گذاشتند و کورکورانه دنبال علمایشان رفتند.»
این عبارت معجزه است ها!
و اضطُرّوا بِمعارف قلوبهم إلی أنّ مَن فعل ما یَفعَلونه فهو فاسقٌ، لا یجوز أن یُصَدَّقَ!
«خدا اینها را مجبور و مضطر کرد به ادراک باطن و دل خود که اینها بفهمند: کسی که فعلش اینطور است، فاسق است و جایز نیست که انسان او را مصدَّق قرار بدهد بر خدا، و او را مصدَّق قرار بدهد بر وسائطی که بین خلق و خدا است.
پس به این جهت خدای علیّ أعلی مذمّت کرد آن کسانی را که میدانند: قبول خبر از این علما و تصدیق حکایتهایشان جایز نیست، و عمل کردن به آنچه که آنها خبر میدهند از پیغمبر و امام و آن کسانی که انسان آنها را ندیده است، جایز نیست.
انسان باید بهواسطه، مطمئن باشد. واسطه هم که فاسق است و فاجر است و کاذب؛ پس او به واسطۀ یک فاسق فاجر به کلام پیغمبر و امام عمل میکند. این را عوام درک میکنند، امّا به دنبالش نمیروند، و باز هم کورکورانه روی همان روشی که رفتهاند میروند. بر این عوام واجب است که با همان معارف قلب خود و ادراکات واقعی خود، بر امر رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله نظر کنند؛ چون دلایل خدا واضحتر است از اینکه مخفی بشود، و مشهورتر و روشنتر است از اینکه بر آنها آشکار نشود. این عیب عوام یهود است که خدای علیّ أعلی آنها را مذمّت میکند.»

