
عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا
شرایط پیمودن راه پروردگار از نگاه علامه طهرانی
عدم التفات به غیرخدا براى رسیدن به خدا
21این قضیّۀ «مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبَّه»، به اصطلاح منطقی عکس نقیض آیه ﴿نَسُواْ ٱللَهَ فَأَنسَىٰهُمۡ أَنفُسَهُمۡ﴾،1 «خدا را فراموش کردند و خداوند نفس آنها را از یاد آنها برد.» میباشد. آیه قرآن، ﴿نَسُواْ ٱللَهَ﴾، «اینها خدا را فراموش کردند، خدا نفسهای آنها را از یادشان برد.» یعنی چه؟
یعنی کسی که نفسش از یادش نرود و متوجّه نفسش باشد و عارف به نفسش باشد، همیشه به یاد و ذکر خداست و به یاد لقاء و عرفان خداست؛ پس عرفان خدا مترتّب بر چیست؟ مترتّب بر شناخت خود انسان است؛ و این راههایی هم که در شریعت مطهّر ذکر شده، همه اینها برای همین معناست، معنایش این است که انسان را پاک کند، و لذا میگوییم که هر عملی که برای خدا باشد قبول است، برای خدا یعنی چه؟ یعنی غرضی، مرضی، نیتّی، ریایی، چیزی در آن نباشد، للّه باشد، که انسان را پاک میکند و به همان سیمرغ و همان مقصد میرساند.
نماز بخوان، برای طهارت نفس؛ روزه بگیر، برای طهارت نفس؛ انفاق کن، برای طهارت نفس. خدا نمیتوانست مثلاً یک مالی بدهد و تمام این فقرای دنیا هم غنی بشوند؟! چرا به ما میگوید: باید بروی زحمت بکشی، عرق بریزی، آنوقت بروی خمسش را بدهی؟! خب، این تطهیر است؛ خمس دادن، تطهیر نفس است. انسان به مال علاقه دارد، دادن در راه خدا ـ نه در راه غیر خدا ـ برای انسان تطهیر میآورد، تقرّب میآورد. خدا مگر نمیتوانست اراده کند انسان شب هم بلند نشود و در نصف شب زمستان سرد وضو بگیرد، برای خدا دو رکعت نماز بخواند؛ ولی این کار را گفته بکن برای اینکه نفس تو پاک بشود، آلودگیها از بین برود. آنوقت، یکمرتبه ببینیم که آنچه را که به انسان میگفتند و آدم خیال میکرد که این قیامت و لقاء خدا و روحانیّت و معنویّت، کذب و دروغ است، همۀ اینها صحیح بوده است.
- سوره الحشر (٥٩) قسمتی از آیه ١٩.
